« حقيقت دو چيز است : حسن افتقار به خداى و اين از اصول عبوديّت است و حسن اقتدا كردن به رسول خداى ، و اين آن است كه نفس را در او هيچ نصيب و راحت نيست » .
نقل است كه چون وفاتش نزديك رسيد گفتند : « تو را فلان جاى در خاك كنيم كه آنجا خاك مشايخ و بزرگان است » . گفت : « زنهار ! من كيستم كه مرا در جوار چنان قوم در خاك كنيد ؟ بر بالاى آن تل خواهم ، آنجا خراباتيان و دوالكبازان در خاكاند .
در برابر ايشان مرا در خاك كنيد كه ايشان به رحمت او نزديكتر باشند . كه بيشتر آب تشنگان را دهند » . رحمة اللّه عليه .
97 - 25 ذكر امام محمد باقر ، رحمة اللّه عليه
آن حجت اهل معاملت ، آن برهان ارباب مشاهدت ، آن امام اولاد نبى ، آن گزيدهء احفاد على ، آن صاحب باطن و ظاهر ، ابو جعفر محمد باقر - رضى اللّه عنه - به حكم آن كه ابتداء اين طايفه از جعفر صادق كرده شد كه از فرزندان مصطفى است - عليه الصّلاة و السّلام - ختم اين طايفه هم بر ايشان كرده مىآيد . گويند كه كنيت او ابو عبد اللّه بود و او را باقر خواندندى . مخصوص بود به دقايق علوم و لطايف اشارت ، و او را كرامات مشهور است به آيات باهر و براهين زاهر . و مىآرند در تفسير اين آيت كه فمن يكفر بالطّاغوت و يؤمن بالله فرموده است كه : « بازدارندهء تو از مطالعهء حق طاغوت است ، بنگر تا [ به ] چه محجوبى ؟ بدان حجاب از وى بازماندهاى . به ترك آن حجاب بگوى كه به كشف ابدى برسى ؛ و محجوب ممنوع باشد ، و ممنوعى نبايد كه دعوت قربت كند » .
نقل است كه از يكى از خواصّ او پرسيدند كه : « او شب چون مىگذراند ؟ » . گفت :
« چون از شب لختى برود و او از اوراد فارغ شود ، به آواز بلند گويد : الهى و سيدى ! شب درآمد و ولايت تصرّف ملوك به سر آمد ، و ستارگان ظاهر شدند و خلايق بخفتند و صوت مردمان بياراميد و مردم از در خلق رميدند و بايستهاى خود بنهفتند و به نوم درها فروبستند و پاسبانان