پيوسته نگاهدار اين امت است تا ما دام كه سه كار نكرده باشند : يكى نيكان به زيارت بدان نشده باشند و بهتران مر بدتران را بزرگ نداشته باشند و از اقاربان اهل طريقت و اهل متابعت سنت با اميران و ظالمان ميل نكرده باشند . و اگر اين افعالها كنند ، حق - تعالى - خوارى و درويشى و رسوايى بديشان گمارد و جبّارى بديشان مسلط كند تا پيوسته ايشان را مىرنجاند ؛ و زينهار تا به زنان نامحرم و امردان نظر نكنى ، كه آن تيرى است از تيرهاى شيطان . و قطعا با اهل بدعت صحبت مكن و پيوسته امر به معروف فرومگذار و نصيحت اصحاب مىكن ؛ و جهد كن كه بامداد و شبانگاه به قرآن خواندن مشغول باشى كه رحمت بر خوانندهء قرآن و مستمع مىبارد ؛ و جهد كن كه بر نماز شب مواظبت نمايى كه فضيلت و اثرى عظيم دارد ؛ بر تو باد كه پيوسته از مردمان عزلت گيرى و در عزلت جهد كن تا شيطان تو را در بيداديها و رسواييها نيفگند ، و اگر نتوانى ميان در بند چون مردان و به خدمت خلق خداى مشغول باش » .
نقل است كه چون وفات شيخ نزديك ، رسيد اصحاب جمع شدند در خدمت شيخ و شيخ فرمود كه : « به زودى از دنيا رحلت خواهم كرد . اكنون چهار چيز وصيت مىكنم ، آن را قبول كنيد و به جاى آوريد كه : اول هر آنكس كه به خلافت به جاى من بنشيند او را با وقار و تمكين داريد و فرمان او بريد . و در بامداد مداومت درس قرآن كنيد . و اگر غريبى و مسافرى برسد جهد كنيد تا وى را به اعزاز و تمكين فرودآريد و رها مكنيد كه به گوشهء ديگر نشيند . و دل با يكديگر راست كنيد » .
نقل است كه جريدهاى داشت كه نام توبهكاران و مريدان و دوستان بر آن نوشته بود . وصيت كرد تا با شيخ در قبر نهادند .
نقل است كه بعد از وفات ، شيخ را در خواب ديدند . گفتند : « حق - تعالى - با تو چه كرد ؟ » . گفت : « اول كرامتى كه با من كرد آن بود كه آن كسانى كه نامهاى ايشان را در آن تذكره نوشته بودم جمله را به من بخشيد » . و شيخ گفتى : « خداوندا ! هر آنكس كه به حاجتى نزديك من آيد و زيارت من دريابد مقصود
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري
ص٣٠٣