عزّتى طلبد ، از دنيا نرود تا هم بدان طلب عزّت خوار شود » . و شيخ اين شعر بسيار خواندى .
مصاحبة الغريب مع الغريب * كمن بنّى البناء على الثّلوج
فذاب الثّلج و انهدم البناء * و قد عزم الغريب على الخروج
كازرونى ! دلى دو مهر نورزت ، دودل فدلى نبوت ، خوش بود مهر آن فرما گشت ، گوشت و پوست فبروت ؟ و گفت : « بايد كه اندر ميان شب چون روى به حضرت كنى بگويى : اى تو كت لوش چون من هست و اى من كم كس چون تو نيست » . و گفتى : « بهت بود ار تويى من الست مكرم فبوادا يكى ردين » . و گفت : « بايد كه پيوسته به تحصيل علوم شرعى مشغول باشى ، كه اهل طريقت و حقيقت را در همه حال از علوم گزير نيست . بعد از آن ، چون علم آموختى از ريا و سمعت پرهيز كن ، و هر چه دانى پنهان مكن و پيوسته در طلب رضاء حق - تعالى - باش ، و جهد كن تا آن علم به عمل آورى و اگر نه چون كالبدى بىروح . زينهار و صد زينهار تا به علم هيچچيز از حطام دنيا طلب نكنى ، و بپرهيز از آن كه عمل و علم تو را پيشه بود ، كه بدان جذب كنى . و مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود كه : هر كه به عمل آخرت طلب دنيا كند آبرويش برود و نامش به نيكى نبرند ، و نام وى در ميان اهل دوزخ ثبت كنند ، و هر كه به كار دنيا طلب آخرت كند او را در آخرت هيچ نصيب كم نبود ؛ و بعد از علم خواندن هيچچيز فاضلتر از طلب حلال كردن نيست در طعام و لباس ، كه عمل حرام خوار قبول نكنند و دعاى وى اجابت نكنند ؛ و بايد كه پيوسته در طلب مسكنت باشى ، و ترك زينت و تجمّل كنى . و بدانكه عزّ تو در طلب طاعت و بندگى حق - تعالى - است ؛ و بايد كه پيوسته قناعت پيش گيرى و مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود كه : بدترين امت من آن گروهند كه تنهاى ايشان در نعمت رسته باشد و در بند پرورش اعضا باشند ؛ و جهد كن كه پيوسته صحبت با صالحان و درويشان دارى كه مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود كه : حق - تعالى -