تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
كه بيست و چهار هزار گبر و جهود بر دست او مسلمان شدند . نقل است كه مال‌دارى از لشكرى بود و بارها شيخ را مىگفت تا چيزى از دنيا قبول كند . او نمىكرد . آخر به شيخ كس فرستاد كه : « چندين بنده به نام تو آزاد كردم و ثواب آن به تو دادم » . شيخ گفت : « مذهب ما نه بنده آزاد كردن است ، بل كه آزاد بنده كردن است به رفق و مدارا » . و گفت : « مرد آن است كه بستاند و بدهد ، و نيم مرد آن است كه بدهد و نستاند و نامرد آن است كه ندهد و نستاند » . و گفت : « در خواب ديدم كه از مسجد به آسمان معراجى پيوسته بودى ، مردم مىآمدند و بدان معراج به آسمان مىشدند » . و گفت : « حق - تعالى - اين بقعه را كرامتى داده است كه هر كه قصد زيارت اين بقعه كند مقصودى كه دارد دينى و دنيايى حق - تعالى - او را كرامت كند » . گفت : « در اين روزى چند در دنيا اگر تو را برهنگى و گرسنگى و ذلّ و فاقه برسد صبر كن ، كه به زودى بگذرد و به نعيم آخرت رسى » . و گفت : « سه گروه فلاح نيابند : بخيلان و ملولان و كاهلان » . و گفت : « جهد كنيد كه چون از سابقان نتوانيد بودن ، بارى از دوستان ايشان باشيد . المرء مع من احبّ » . و گفت : « جهد كن در دنيا تا از غفلت بيدار شوى كه در آخرت پشيمانى سود ندارد » . و گفت : « در راه كه روى ، برادران را از خود در پيش دار تا خدا تو را در پيش دارد » . و گفت : « هيچ گناه عظيم‌تر از آن نيست كه كسى برادر مسلمان را حقير دارد » . و گفت : « مؤمن تا لذّات دنيا ترك نكند لذّت ذكر حق - تعالى - نيابد » . و گفت : « حق - تعالى - هر بنده را عطائى داد و مرا حلاوت مناجات داد و هر كسى را انس به چيزى داد و مرا انس به خود داد » . و گفت : « بار خدايا همه‌كس تو را مىخوانند و مىطلبند . تو كه را اى ؟ و با كيستى ؟ » . پس گفت : « انّ اللّه مع الّذين اتّقوا و الّذين هم محسنون . حق - تعالى - با آن‌كس است كه در خلا و ملا از ذكر وى غافل نشود . چون فرمان وى بشنود در اداى آن بشتابد ، و چون نهى بيند از آن بازايستد » . و گفت : « جهد آن كن كه در ميانهء شب بر
تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 297 | فريد الدين العطار النيسابوري / رينولد آلين نيكلسون