تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره الأولياء ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
سمت حسن يك جزو است از بيست و چهار جزو نبوّت ؛ و مجذوب را اقتصاد و هدى صالح تواند بود ؛ و پيغمبر - عليه الصّلاة و السّلام - فرمود كه : خواب راست جزوى است از نبوّت ؛ و جائى ديگر گفت : هر كه يك درم حرام به خصم بازدهد درجه‌يى از نبوت بيابد . پس اين همه مجذوب را تواند بود و درست‌ترين نشان اوليا آن است كه : از اصول علم سخن گويند » . گفتند : « آن چگونه بود ؟ » . گفت : « علم ابتدا بود و علم مقادير و علم عهد و ميثاق و علم حروف . اين اصول حكمت است و حكمت علما آن است ؛ و اين علم بر بزرگان اوليا ظاهر شود و كسى از ايشان قبول تواند كرد كه او را از ولايت حظّى بود » . گفتند : « اوليا از سوء خاتمت ترسند ؟ » . گفت : « بلى ! ولى از خوف خطرات بود و روزى نبود كه حق - تعالى - دوست ندارد كه عيش را بر ايشان تيره گرداند » . و گفت : « مشغول به ذكر او ، چنان بود كه از او سؤال نتوان كرد و اين مقام بزرگتر از آن است كه بلعميان فهم كنند » . گفتند : « بلعميان كدام قوم‌اند ؟ » . گفت : « آن كه ايشان آيات الهى را اهل نه‌اند » . پرسيدند از تقوى و جوانمردى . گفت : « تقوى آن است كه در قيامت هيچ‌كس دامن تو نگيرد و جوانمردى آن كه تو دامن كس نگيرى » . و گفت : « عزيز كسى است كه معصيت او را خوار نكرده است و آزاد كسى است كه طمع او را بنده نكرده است و خواجه كسى است كه شيطان او را اسير نگرفته است و عاقل كسى است كه پرهيزگارى كند براى خداى - تعالى - و حساب نفس خويش كند » . و گفت : « هر كه در طريقت افتاد ، او را با اهل معصيت هيچ انكار نماند » . و گفت : « هر كه از چيزى بترسد از او گريزد و هر كه از خداى ترسد ، در او گريزد » . و گفت : « اصل مسلمانى دو چيز است : يكى ديد منّت ، دوّم خوف قطعيت » . و گفت : « بر هيچ گم‌كرده‌يى آن غم نبايد خورد كه بر گم‌كردهء نيّت ، كه هيچ كار خير بىنيّت درست نباشد » . و گفت : « هر كه را همّت او دين بود ، همهء كارهاى دنياوى او به بركت همّت او دينى گردد ؛ و هر كه را همّت او دنياوى بود ، همهء كارهاى