تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
بت‌پرستان‌اند كه بخداى مقرّاند و گويند : بتان را پرستيم تا ما را به خدا نزديك كند چنانك خداى تعالى مىگويد : قوله
« وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . »
« 1 » اهل تأويل گفتند كه اين سخن مثل است بر كسانى از امّت كه همىگويند : ما را بيرون از محمّد عليه السّلام و عترت او كسانى را دوست بايد داشتن كه ما را از ايشان بخداى تعالى نزديكى افزايد . و ديگر صنف ترسايان‌اند كه گويند « 2 » كه خدا سه است و هر سه يكى است و پرستيدنى « 3 » است . و ديگر صنف ثنويان‌اند كه گويند كه قديم دو است و ليكن پرستيدنى يكى است كه يزدان است . و چهارم صنف فيلسوفانند كه گويند : پرستش نيست بر خلق مر « 4 » خداى را تعالى ، بل علم است به دو و بقدرت و عظمت و ملك او . و پنجم صنف موحّدانند « 5 » كه [
b 9
] گويند : خدا يكيست « 6 » و پرستيدنى هم اوست . ( 26 ) و چون درست كنيم كه خداى يكيست ، هم قول دهرى باطل شود و هم قول ترسا و هم قول ثنوى . و موحّدان كه صانع و معبود يكى دارند - با « 7 » بسيارى اختلاف ايشان - نيز سه گروهند . يك گروه اهل تقليداند « 8 » - و عامّه با ايشانست - و بر ظاهر كتاب استاده‌اند و گويند : خداى ( را ) بدان صفات گوييم كه او سبحانه مر خويشتن را گفته است اندر كتاب خويش ؛ و هر صفتى كه آن سزاى او نيست - و آن صفت اندر كتاب اوست - ما آن را ندانيم و نگوييم و تأويل
هامش
( 1 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 4 ( 2 ) ترسايانند كه گويند : آنند كه ترسايان گويندA( 3 ) پرستيدنى : پرستيدنA( 4 ) مر : برAمكرر است ( 5 ) موحدانند : مواحدانندA( 6 ) يكيست : كيستA( 7 ) با : تاA( 8 ) تقليداند و : + يكA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 32 | ناصر خسرو