آن خداى داند ، چنانك همىگويد : قوله
« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ . »
« 1 » و برين نيز نيفزايند . و ديگر گروه متكلّمانند از معتزله و كرّامى . گويند :
نظر واجب است اندر توحيد و ما بدلايل و نظر فكرى تشبيه را از و سبحانه نفى كنيم . و سه ديگر گروه شيعت خاندان رسولاند كه گويند : مر كتاب « 2 » خداى را تأويل است « 3 » ، اما بتأويل عقلى گويند صفات مخلوق را از خالق نفى كنيم و ميان تشبيه و تعطيل - گويند - منزلتى است كه توحيد ما بر آنست ، و خبر آرند از امام جعفر الصّادق عليه السّلام « 4 » كه از وى پرسيدند كه « حقّ تعطيل است يا تشبيه ؟ » « 5 » او گفت « منزلة « 6 » بين المنزلتين »
( 27 ) و هر گروهى ازين سه گروه كه موحّدانند همى دعوى كنند كه حقّ توحيد آنست كه ما بر آنيم ، و ما خواهيم كز توحيد هر گروهى ازين سه گروه ( كه ) موحّدانند « 7 » فصلى بليغ ياد كنيم ، و آنچ « 8 » مغز و خلاصهء قول هر گروهى آنست « 9 » اندرين فصل ثابت كنيم ، و خطا و صواب هر گروهى را بازنماييم بحجّت و برهان ؛ و آنچ از آن « 10 » ضعيف است ضعف آن را درست كنيم و آنچ حقّ است مر آن را منكر نشويم ، تا عقلا كه مر اين كتاب ما را بخوانند بدانند كه ما را دين بسلامت است و حقّ است ، كه ببصيرت پذيرفتهايم و متابع خاندان حقّ و امامان صدق از فرزندان رسول عليه السّلام برحقّيم نه بر تقليد و هوى « 11 » ، و توفيق از خداى تعالى خواهيم بر اظهار حقّ و متابعت صدق ، انّه خير موفّق و معين .
هامش
( 1 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 5
( 2 ) مر كتاب : مركباتA( 3 ) تأويل است : + وA( 4 ) عليه السلام : بمثله ( ؟ )A( 5 ) يا تشبيه : بام تشبيه ( ؟ )A( 6 ) منزلة : منزلتA( 7 ) موحدانند : + كهA( 8 ) و آنچ : چنانكA( 9 ) آنست : + وA( 10 ) از آن : انA( 11 ) هوى : هواA