تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اشارتى بليغ است مر بلغا را ، و اين بيتها مراست بدان معنى . شعر مؤلّف كتاب : « 1 »
جهانا چه در خورد و بايسته‌ئى * اگر « 2 » چند با كس نپايسته‌ئى !
به ظاهر چو در ديده خس ناخوشى « 3 » * به باطن چو دو ديده بايسته‌ئى
اگر بسته‌ئى را گهى بشكنى * شكسته بسى نيز هم بسته‌ئى « 4 »
چو آلوده بينَدت آلوده‌ئى « 5 » * و ليكن سوى شستگان شسته‌اى
كسى كو ترا مى « 6 » نكوهش كند * بگويش : هنوزم ندانسته‌ئى
ز من رَسته‌ئى تو اگر بخردى « 7 » * چه بنكوهى آن را كز آن « 8 » رسته‌ئى ؟
به من بر گذر داد ايزد ترا * تو در « 9 » ره گذر پست چه نشسته‌ئى ؟ « 10 »
هامش
( 1 ) شعر مؤلف كتاب : بحر متقارب مثمن مقصور - فعولن فعولن فعولن فعول . اين قصيده در ديوان ناصر خسرو ، چاپ تهران صفحه 396 ، ثبت است ، و آن شامل 15 بيت است ( 2 ) اگرD: و گرA( 3 ) خس ناخوشىD: حسن با خوشىA( 4 ) نيز هم بسته‌ئىD: ششتكا شستهء ( ؟ )A( 5 ) آلوده بيندت : آلوده بينندتAآلوده بينىD( 6 ) مىD: مرA( 7 ) بخردىD: عاقلىA( 8 ) بنكوهى آن را كز آنD: نكوهى او را كزوA( 9 ) درD: برA( 10 ) چه نشسته‌ئىA: بنشستهءD