موجودات از خلاف خويش واجب آيد كه چيز اولى نه از چيزى پديد « 1 » آمده است بقوّت مبدع خويش و اين سخنى است بحقّ نزديك كه اين فيلسوف گفته است . و لكن باز جايى گفته است كه ظهور عالم از خداى نه بارادت بوده است ، بل بجوهر « 2 » او بودست كه جوهر بارى ذاتى مستخرج است « 3 » موجود را از عدم سوى وجود . و اين قولى ضعيف است از بهر آنك برين حكيم بدين قول واجب آيد كه همىگويد : تا ذات « 4 » بارى بود و تا باشد ، عالمها را « 5 » از عدم سوى وجود همى بيرون آورده است و همى بيرون آرد .
آنگاه گفته باشد كه ( بىنهايت ) عالم بودست و بىنهايت خواهد بودن و ايثار و بىنهايت از آنك حس محال است « 6 » + ( ؟ ) و شاگردان اين حكيم گفتند كه مر حكيم را قول آنست كه عالم قديم است ، از بهر آنك ذات خداى قديم است ، و چو ظهور عالم بجوهر خدايى بود . و اين قول ناپسنديده است سوى حكماء دين .
( 237 ) و سقراط گويد كه هيولى قديم است ، و ابداع چيز نه از چيز ممكن نيست ، و برهان برين [
b
71 ] قول آن آورده است كه گفته است : ما دانيم كه اگر ابداع ممكن باشد ابداع كردن چيز صوابتر است از تركيب كردن چيز « 7 » ، از بهر آنك چيز بابداع زود حاصل آيد وز خطر روزگار ايمن « 8 » باشد ، و آنچ كه ايجاد او بتركيب باشد دير حاصل آيد وز زمان « 9 » مر او را خطرهاء بسيار باشد . و گفت : اين مقدّمهئى مسلّم است « 10 » و برهانى .
هامش
( 1 ) پديد : بديدهA( 2 ) بجوهر : بجواهرA( 3 ) ذاتى مستخرج است : دانى مستخرستA( 4 ) تا ذات : باداتA( 5 ) عالمها را : علمها راA( 6 ) و ؟ ؟ ؟ ؟ ايثار . . . محال است : تصحيح اين جمله ميسر نشد
( 7 ) چيز : جزA( 8 ) ايمن : ايمينA( 9 ) وز زمان : وز رمانA( 10 ) مقدمهئى مسلم است برهانى : مقدمه مسلم است برهانىAرجوع شود بسطر 7 صفحهء بعد