و زمين صاحب شكاف ( 12 )
كه آن سخنى است تميز دهنده ( 13 )
و نيست آن بيهوده ( 14 )
بدرستى كه ايشان چاره ميكنند چارهكردنى ( 15 )
و چاره ميكنم چارهكردنى ( 16 )
پس مهلت ده كافران را مهلت مىدهم ايشان را مهلتدادنى ( 17 )
بر سما سوگند و بر طارق دگر * تو چه دانى چيست طارق در نظر
باشد آن نجم فروزان بى ز شك * كه شود ظاهر شونده بر فلك
گوئيا كه تيرگيها را بشب * مينمايد ثقب از فرمان رب
نيست نفسى جز كه مىباشد در آن * خود رقيبى و نگهبانى نهان
پس نظر بايد نمايد آدمى * كافريده از چه چيز او شد همى
خلق گشت از ماء دافق كان بود * آب ريزنده و جهنده و سستور
آيد آن از پشت مردان در نمون * و استخوان سينهء زنها برون
انكش اينسان آفريد اين ظاهر است * كه ورا بر بازگشتن قادر است
اندر آن روزى كه پنهانها بجا * آزموده گردد اعنى برملا
پس نباشد آدمى را بيش و كم * قوتى و ناصرى در دفع غم
مر قسم بر آسمان ذات رجع * هم قسم بر اين زمين ذات صدع
رجع يعنى باز گردنده بدور * صدع يعنى بر شكافنده بطور
آن بگردد تا بجا ماند جهات * وين شكافد تا ز وى رويد نبات
انه قول اين جوابست از قسم * حق و باطل را جدا سازد زهر
نيست آن سخريه و هزل و فسون * عظمش اندر صدر و قلب آمد فزون
ميكنند اين مشركان بد نشان * مكر در ابطال قرآن آن چنان
پس جزاى مكرشان بدهيم ما * پس تو مهلت ده بر ايشان اى كيا
و اهل ايشان را به حال مكر و كيد * مهل الكفار و امهلهم رويد
سورة الأعلى
[ سوره الأعلى ( 87 ) : آيات 1 تا 19 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ( 1 ) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ( 2 ) وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ( 3 ) وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى ( 4 )
فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى ( 5 ) سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى ( 6 ) إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى ( 7 ) وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى ( 8 ) فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى ( 9 )
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى ( 10 ) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ( 11 ) الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ( 12 ) ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى ( 13 ) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ( 14 )
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى ( 15 ) بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ( 16 ) وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى ( 17 ) إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى ( 18 ) صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى ( 19 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
پاك گردان نام پروردگارت كه برتر است ( 1 )
آنكه آفريد پس درست گردانيد ( 2 )
و آنكه تقدير كرد پس هدايت نمود ( 3 )
و آنكه بيرون آورد چراگاه را ( 4 )
پس گردانيد آن را خشك سياه ( 5 )
زود باشد كه خوانيم بر تو پس فراموش مكن ( 6 )
مگر آنچه را خواست خدا كه او ميداند آشكار را و آنچه پنهان مىباشد ( 7 )
و توفيق داديم ترا براى طريقه آسان ( 8 )
پس پند ده اگر سود ميدهد پند ( 9 )
زود باشد كه پند گيرد آنكه بترسد ( 10 )
و پهلو تهى كند از آن بدبختترى ( 11 )
كه داخل شود در آتش عظيمتر ( 12 )
پس نمىميرد در آن و نه زنده مىباشد ( 13 )
بدرستى كه رستگار شد آنكه پاك شد ( 14 )
و ياد كرد نام پروردگارش را پس نماز گذارد ( 15 )
بلكه اختيار ميكنيد زندگانى دنيا را ( 16 )
و آخرت بهتر است و پايندهتر ( 17 )
بدرستى كه اينست هر آينه در صحيفههاى نخستين ( 18 )
صحيفههاى ابراهيم و موسى ( 19 )