تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
آن زمان گشتند ملعون كه قعود * بودشان نزديك حفره از جحود
تا در اندازند آن مردم بنار * هر كرا مؤمن بد او بر كردگار
وانكسان بر مؤمنين اندر نمود * هر چه را كردند بودندى شهود
مىبدادندى گواهى نزد شاه * دستهاشان هم بفعل آيد گواه
عيب و انكارى نكردند از گمان * آن جماعت بر گروه مؤمنان
جز كه بود ايمانشان افزوده هم * بر خداى غالب استوده هم
آن خداوندى كه بر وى ثابت است * شاهى ارض و سما و فوق و پست
هم بهر چيزى گواهست آن خدا * از فعال بنده‌گان در هر كجا
آنكه افكندند در فتنه و عذاب * مرد و زن را ز اهل ايمان و ثواب
پس بسوى حق نگشتند ايچ باز * پس مر ايشانراست بر دوزخ نياز
آتش سوزان بر ايشان در خور است * وان بجز دوزخ عذاب ديگر است
اهل دوزخ يعنى اشكنجه شوند * هر دم از اشكنجه‌اى رنجه شوند

[ سوره البروج ( 85 ) : آيات 11 تا 22 ]

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ ( 11 ) إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ( 12 ) إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ ( 13 ) وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ( 14 ) ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ ( 15 ) فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ( 16 ) هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ ( 17 ) فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ ( 18 ) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ ( 19 ) وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ ( 20 ) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ( 21 ) فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ( 22 ) بدرستى كه آنان كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته مر ايشانراست بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها اينست كاميابى بزرگ ( 11 ) بدرستى كه گرفتن پروردگار تو هر آينه سخت است ( 12 ) بدرستى كه او اوست كه نخست مىآفريند و اعاده مىكند ( 13 ) و اوست آمرزنده و دوست دارندهء ( 14 ) صاحب عرش بزرگوار ( 15 ) كننده مر آنچه خواهد ( 16 ) آيا آمد ترا حكايت لشكرهاى ( 17 ) فرعون و ثمود ( 18 ) بلكه آنان كه كافر شدند در تكذيب نمودن ( 19 ) و خدا از ورا ايشان احاطه‌كننده است ( 20 ) بلكه آن قرآنيست شريف ( 21 ) در لوحى نگهداشته شده ( 22 )
و انكسان كاورده‌اند ايمان به حق * كارهاى نيك كردن از نسق
بوستانها هستشان كز زير آن * جويها باشد ز هر جانب روان
رستگارى بزرگ اينست و بس * گر خدا خواهد ز فضل خود بكس
هست بس بگرفتن ربت شديد * آن خدايى كاوست يبدى هم يعيد
هم كثير المغفرة بر بندگان * بر مطيعان دوستدار و مهربان
ذو الكرم ذو الفضل ذو العرش المجيد * همچنين فعال خود بر ما يريد
آمدت آيا حديث آن جنود * كان بود فرعون و اتباع و ثمود
بل كسان كه نگرويدند از گروه * هست بر تكذيبشان دست از وجوه
حق محيطست از وراشان بيمقال * هست بيرون رفتن از حولش محال
آنچه بل تكذيب ايشان كرده‌اند * هست قرآنى شريف و ارجمند
مر نوشته گشته آن ز امر متين * جمله اندر لوح محفوظ مبين
شرح لوح از پيش گفتم در كتاب * گر كه خواهى كن به آن مطلب اياب

سورة الطّارق

[ سوره الطارق ( 86 ) : آيات 1 تا 17 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ ( 1 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ ( 2 ) النَّجْمُ الثَّاقِبُ ( 3 ) إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ( 4 ) فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ ( 5 ) خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ( 6 ) يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ ( 7 ) إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ ( 8 ) يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ( 9 ) فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ ( 10 ) وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ( 11 ) وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ( 12 ) إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ( 13 ) وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ ( 14 ) إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً ( 15 ) وَ أَكِيدُ كَيْداً ( 16 ) فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً ( 17 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان به آسمان و آينده بشب ( 1 ) و چه دانا كرد ترا كه چيست آينده بشب ( 2 ) ستاره درخشنده است ( 3 ) كه نيست نفسى مگر كه بر اوست نگهبانى ( 4 ) پس بايد بنگرد انسان كه از چه چيز آفريده شد ( 5 ) آفريده شد از آبى جهنده ( 6 ) كه بيرون ميآيد از ميانه پشت و استخوانهاى سينه ( 7 ) بدرستى كه او بر باز آوردنش هر آينه تواناست ( 8 ) روزى كه آشكار شود پنهانها ( 9 ) پس نباشد مر او را هيچ قوتى و نه ياورى ( 10 ) و آسمان صاحب باران ( 11 )