چون كه پيمايند بهر مردمان * يا كه سنجند آنست بر مردم زيان
مرتضى « ع » ميرفت در بازارها * تا شود واقف ز كيل و كارها
گفتى اى مردم نپيمائيد كم * وزن و كيل خويش كاين باشد ستم
كم دهيد از مالتان كاهد يقين * بر شما افزون بود نقصان اين
اين نپندارند هيچ آيا ز هوش * بيش بستانندگان كم فروش
كه برانگيزنده گردند آن گروه * در چنان روز بزرگ پر ستوه
جمله برپا ايستند اين مردمان * بهر حكم آفرينندهء جهان
حق بود حقا هر آنچه مىشود * ثبت اندر نامهها از نيك و بد
هست در سجين كتاب كافران * تو چه دانى چيست سجين از نشان
آن كتابى هست به نوشته شده * هيچ در وى نام چيزى نامده
مر مكذب راست ويل آن روز بد * آنكه تكذيب او بيوم دين كند
نى كند تكذيب آن را خود ز بيم * جز هر آن بگذشته از حدى اثيم
چون بر او خوانده شود آيات ما * گويد اين باشد ز پيش افسانهها
اينچنين نبود كه گويند از ذنوب * زنگشان بل گشته غالب بر قلوب
آنچه كردند اكتساب از سيئات * قلبشان بگرفت زان زنگ از جهات
بايد ايشان ايستند البته باز * از فجور و كفر گيرند احتراز
زانكه فجارند در يوم الحساب * از ثواب رب خويش اندر حجاب
[ سوره المطففين ( 83 ) : آيات 16 تا 28 ]
ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ ( 16 ) ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 17 ) كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ( 18 ) وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ ( 19 ) كِتابٌ مَرْقُومٌ ( 20 )
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ( 21 ) إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ( 22 ) عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ ( 23 ) تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ( 24 ) يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ ( 25 )
خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ ( 26 ) وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ ( 27 ) عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ( 28 )
پس بدرستى كه ايشان در آيندگانند در دوزخ ( 16 )
پس گفته شود اينست كه بوديد آن را تكذيب ميكردند ( 17 )
حقا بدرستى كه نامه نيكوكاران هر آينه در عليين است ( 18 )
و چه چيز دانا كرد ترا كه چيست عليين ( 19 )
نامهايست رقم كرده شده ( 20 )
كه گواه ميشوند آن را مقربان ( 21 )
بدرستى كه نيكوكارانند هر آينه در نعيم ( 22 )
بر سريرها نظاره ميكنند ( 23 )
مىيابى در رويهايشان تازگى بهشت ( 24 )
آشامانيده ميشوند از صاف شراب مهر شده ( 25 )
كه مهر پذيرش مشك است و در آن پس بايد رغبت كنند رغبتكنندگان ( 26 )
و مزاجش از نسيم است ( 27 )
چشمهايست كه مىآشامند از آن نزديككردگان ( 28 )
پس بدوزخ اندر آيند آن كسان * پس بايشان گفته گردد آن زمان
اين عذابى باشد آنكه خود شما * بودتان تكذيب از آن اندر ملا
نامهء ابرار هم حقا كه هست * در بعليين اعلا نى بپست
تو چه دانى آنكه عليون كجاست * نامهء مرقوم روشن كز خداست
ميشوند افرشتگان حاضر بدان * كه مقرب گشتگانند از نشان
جمله ابرارند ز امر ذو الكرم * بر ارائك در بهشت پر نعم
بنگرند ايشان بر آنچه شادمان * ميشوند از ديدنش اندر جنان
مىشناسى خود تو در آن رويها * تازگيهاى نعيم جانفزا
مىبنوشند از شراب بى ز غش * كاوست مختوم از ختام مشك خوش
بايد اندر اين شراب و اين شئون * رغبت رغبتكنان باشد فزون
هر كند او ترك خمر اندر جهان * حق چشاند از رحيقش در جنان
آن شراب خالص اندر امتزاج * باشد از تسنيم خود او را مزاج
چشمه تسنيم كاندر انتساب * اهل قرب از آن همى نوشند آب
[ سوره المطففين ( 83 ) : آيات 29 تا 36 ]
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ( 29 ) وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ ( 30 ) وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ( 31 ) وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ ( 32 ) وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظِينَ ( 33 )
فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ( 34 ) عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ ( 35 ) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ( 36 )
بدرستى كه آنان كه گناهكار شدند هستند از آنان كه ايمان آوردند ميخندند ( 29 )
و چون گذرند بايشان اشاره ميكنند به چشم و ابرو ( 30 )
و چون برگردند بسوى كسانشان برگردند شادىكنان ( 31 )
و چون بينند ايشان را گويند بدرستى كه اينان هر آينه گمراهانند ( 32 )
و فرستاده نشد بر ايشان نگهبانان ( 33 )
پس آن روز آنان كه گرويدند از كافران ميخندند ( 34 )
بر سريرها نظاره ميكنند ( 35 )
آيا جزا داده شدند كافران آنچه بودند كه ميكردند ( 36 )