تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
ببهشت كه تعريف كرد آن را براى ايشان ( 6 )
آن كسان كه نگرويدند از عمى * باز استادند از راه خدا
يا كه مردم را ز ره مانع شدند * بر هواى نفس دون تابع شدند
حق مگر نابود كرد اعمالشان * كه نمودى نيك آن افعالشان
چند تن بودند ز اعيان قريش * كه طعام و خرج دادندى بجيش
بر ستيزهء احمد « ع » پاكيزه خو * باز تا مانند از آئين او
گفت حق كاعمال مشرك باطل است * بر كسان اطعامشان بيحاصل است
ليك اين حكم است عام اندر عباد * هر عمل كان باشد از جور و فساد
يا عطائى كز ريا و شهرتست * گر بود پاداش آن را نقمت است
ترك هستى از عطاها جمله به * مال حق بر ناحقى هرگز مده
مال ميدادند تا با اهل حق * در نبرد آيند ار زال فرق
كى كند اينسان عطا جز احمقى * خواهد از وى تا شود باطل حقى
وانكسان كه بگرويدند از و لا * ميكنند اعمال نيكو بيريا
بگرويدند آنچه را نازل ز حق * بر محمد « ع » گشت ز احكام و نسق
اوست حق يعنى كه قرآن مجيد * كامد از حق بر رسول بىنديد
آن كسانى را كه باشد اين صفات * بگذراند حق از ايشان سيئات
كارشان را آورد هم بر صلاح * آخر ايشانراست بر فور و فلاح
اينست بهر آنكه ارباب ضلال * پيروى كردند از باطل به حال
كافران كردند يعنى پيروى * از تبه‌كارى چو شيطان غوى
وانكسان كايمان به حق آورده‌اند * پيروى كردند از باطل به حال
يعنى از قرآن كه از پروردگار * گشته نازل برده فرمان ز اختيار
حق بدينسان مىكند بر مردمان * حال ايشان را ز كفر و دين عيان
پس مباد از كافران تا تن زنيد * هر كجا بينيدشان گردن زنيد
آن زمان يعنى كه قائم گشت حرب * زود و سخت آريدشان بر قتل و ضرب
تا ثخانت را و غلظت را ز حد * بگذرانيد اندر ايشان با سند
يا كران سازيدشان چندان بضرب * كه نباشد از رهى قادر بحرب
بندشان محكم بدست و پا نهيد * تا كه نگريزند چون دست آوريد
يا بر ايشان پس شما منت نهيد * بىعوض از بندشان رخصت دهيد
بعد از آنكه بر شما گشتند اسير * يا فدا گيرند از ايشان دلپذير
تا كه ننهند اهل حرب آلات خود * باقى اينحكم است تا آن وقت و حد
كار اينست ار خدا خواهد كشد * انتقام از كافران بىرشد
ليك خواهد تا نمايد امتحان * بعض را بر بعض خلاق جهان
كارزار آنان كه در راه خدا * ميكنند اعمالشان نبود هبا
زود بنمايد ره از اقبالشان * هم باصلاح آورد مر حالشان
داخل ايشان را نمايد در بهشت * كرده تعريفش بر ايشان در سرشت

[ سوره محمد ( 47 ) : آيات 7 تا 11 ]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ ( 7 ) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ( 8 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ( 9 ) أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها ( 10 ) ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ ( 11 ) اى آنان كه ايمان آورديد اگر يارى كنيد خدا را يارى كند شما را و ثابت كردند قدمهاى شما را ( 7 ) و آنان كه كافر شدند پس نگونسارى مر ايشان را و ضايع گردانيد كردارشان را ( 8 ) آن باينست كه ايشان ناخوش داشتند آنچه را فرو فرستاد خدا پس ناچيز گردانيد كردارشان را ( 9 ) آيا پس سير نكردند در زمين پس بنگرند چگونه بود انجام كار آنان كه بودند پيش از ايشان هلاك كرد خدا ايشان را و براى كافرانست امثال آن ( 10 ) آن باينست كه خداست ياور آنان كه ايمان آوردند و بدرستى كه كافران نيست ياورى مر ايشان را ( 11 )
مؤمنان يارى دهند ار بر خدا * او كند منصورتان در هر كجا
تا شويد اندر غزا صاحب قدم * قوت و نصرت فزايد دمبدم
وانكسان كه نگرويدند از و داد * پس بلغزد گامهاشان در جهاد
يا كه از القاى رعب اندر قتال * پايشان لرزيد و گمشد كار و حال
باشد اين اضلال و تعس از كرهشان * كه بد از ما انزل اللَّه در نشان
پس خدا باطل نمود آن كردها * كه از ايشان گشت صادر تا كجا
كافران نكنند سير آيا فزون * در زمين بوده است تا بينند چون
آخر آنان را كز ايشان پيشتر * بوده در تكذيب و ظلم و شور و شر
كردشان منكوب و مستاصل خدا * مشركانند اين چنين در منتها
اين بران باشد كه حق ياراست و دوست * مؤمنانرا دور از آن كاو كينه‌جوست
كافران را نيست مولايى و يار * وز بتان نايد بر ايشان هيچ كار

[ سوره محمد ( 47 ) : آيات 12 تا 15 ]

إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ ( 12 ) وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ ( 13 ) أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ( 14 ) مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ( 15 ) بدرستى كه خدا داخل ميگرداند آنان را كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته در بهشتهايى كه ميرود از زيرشان نهرها و آنان كه كافر شدند