كه ميكرديد ( 72 )
مر شما راست در آن ميوه بسيار كه از آن ميخوريد ( 73 )
بدرستى كه گناهكارانند در عقوبت دوزخ جاودانيان ( 74 )
تخفيف داده نشود از ايشان و ايشان در آن نوميدانند ( 75 )
و ستم نكرديم ايشان را و ليكن بودند ايشان ستمكاران ( 76 )
و ندا كردند كه اى مالك بايد كه بميراند ما را پروردگارت گفت بدرستى كه شما درنگ كنندگانيد ( 77 )
بدرستى كه آورديم بشما حق را و ليكن اگر شما بوديد مر حق را ناخوشدارندگان ( 78 )
بلكه محكم گردانيد كارى را پس مائيم محكمگردانندگان ( 79 )
يا مىپندارند كه ما نمىشنويم پنهان ايشان را و رازشان را آرى و رسولان مااند نزد ايشان مينويسند ( 80 )
پس شوند آن بندگان مهر ساز * بر خطاب دلنوازش سرفراز
كه شما را حزن و خوف امروز نيست * زانكه غير از مهر شهوت سوز نيست
آن كسان كايشان بآيتهاى ما * مؤمنند و سالم از شرك و ريا
اندر آئيد اى عباد خوش سرشت * مر شما و جفتهاتان در بهشت
جملگى مسرور گردانده شده * خوان منعم را خوريد از مائده
مىشود گردان بر ايشان با طرب * كاسهها ز انواع طعمه از ذهب
همچنين اكواب يعنى كوزهها * جمله آشاميدنيها جابجا
تشتهى الانفس تلذ الاعين است * مكفى از هر وصفى اندر السن است
آنچه نفس اعنى نمايد آرزو * وانچه هستند چشمها گردد ازو
اندران باشيد جاويدان شما * ارث باشد بر شما اين دلگشا
زان عملها كه شما كرديد پيش * دادتان ارث اين خدا از لطف خويش
در بهشتست از فواكه بيشمار * تا خوريد از آن شما در اختيار
گفتهام تاويل آنها جمله من * هر كجا آمد مقام اندر سخن
مجرمين هم در جهنم جاودان * در عذابند و نگردد سست و آن
اندران باشند ايشان نااميد * از فرج وين خود عذابى شد شديد
ما بر ايشان مىنكرديم استمى * خود ستمكاران بدند ايشان همى
سوى مالك ميكنند ايشان ندا * خواه تا حكمى كند بر ما خدا
گويد او مر جاودان داريد جا * بى ز موتى اندر اين محنت سرا
ما فرستاديم زيرا قول راست * بر زبان حق كه نطق انبياست
ليك ناخواهان بديد از قول حق * اكثرى مانند اشرار از نسق
بلكه در ابطال حق اين قوم دون * ابرموا امرا فانا مبرمون
بر گمانشان نشنويم اقوالشان * يا چو ميگفتند پنهان و عيان
ميشنيديم آرى آن را هم ملك * مينوشتند آن سخنها يك بيك
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 81 تا 89 ]
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ ( 81 ) سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ( 82 ) فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ( 83 ) وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ( 84 ) وَ تَبارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 85 )
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 86 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 87 ) وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ ( 88 ) فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 89 )
بگو اگر باشد مر خداى بخشاينده را فرزندى پس منم اول پرستندگان ( 81 )
دانم پاك بودن پروردگار آسمانها و زمين پروردگار عرش از آنچه وصف ميكنند ( 82 )
پس واگذار ايشان را كه صحبت دارند و بازى كنند تا آنكه ملاقات كنند روزشان را كه وعده داده ميشوند ( 83 )
و اوست كه در آسمان إله است و در زمين إله است و اوست درست كار دانا ( 84 )
و افزون آمد آنكه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه ميانه آنهاست و نزد اوست دانش قيامت و بسوى او باز گردانيده ميشويد ( 85 )
و مالك نميباشند آنان كه ميخوانند از غير او شفاعت كردن را مگر كسى كه گواهى داد به حق و ايشان ميدانند ( 86 )
و اگر بپرسى از ايشان كه كه آفريد ايشان را هر آينه گويند البته خدا پس بكجا برگردانيده ميشوند ( 87 )