مىبگردانديم او را ما مثل * بهر اسرائيليان در هر محل
قصهاى يعنى كه بس باشد غريب * نزد آن كو دارد از دانش نصيب
بىزوالد كى وجودى پا گرفت * وين ز قدرتهاى ما نبود شگفت
ور كه هم خواهيم گر دانيم هين * از شما افرشتگان اندر زمين
تا در آيند از پى هم چون شما * اينچنين تبديل سهل آيد بما
بر ملايك بنيهء آدم بدل * ما كنيم اين اعجب است اندر مثل
اوست آن چيزى كه دانسته به آن * مىشود مانا قيامت ناگهان
يعنى اينكه عيسى آمد بىپدر * باشد از علم قيامت در اثر
زان حقيقت كس نيابد آگهى * جز كه گردد محرم سرّ اللهى
ليك زين رمزت صفى گويد يكى * گر اشارت فهم و صاحب مدركى
ديده باشى خواب چيزى را كه روز * عين آن واقع شود بيدرد و سوز
نيست در خواب از طبيعت در شيوع * هيچ اسبابى كه آن يابد وقوع
نور روحت اندك ار لامع شود * هر چه بينى عين آن واقع شود
آنچه در ملك طبيعت واقع است * در حقيقت عين آن بىمانع است
هست اسباب الهى غير از آن * كه تو بينى در طبيعت زو نشان
آن كسى بيند كه از تن رسته است * جانش از بند طبيعت جسته است
چوب گر شد اژدها نبود عجب * كان الهى بود نز طبع و سبب
خارق عادات جمله اينچنين * باشد ار روشن دلى و تيزبين
عقلى ار باور نكرد اين ساز را * كو نفهمد جان احمق را ز راه
در قيامت فهمد آن را لا علاج * باز شد چون پرده طبع و مزاج
لا تمرّنّ بها يعنى كه شك * ناوريد اندر قيامت هيچ يك
هم نمائيد از رسولم پيروى * اينست راه راست نزد معنوى
بازتان بايد ندارد ديو گرگ * كان شما را دشمنى باشد بزرگ
دشمنى خود نمود او آشكار * كرده بيرونتان ز جنت خوار و زار
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 63 تا 67 ]
وَ لَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 63 ) إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ( 64 ) فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ ( 65 ) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 66 ) الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ ( 67 )
و چون آورد عيسى معجزات را گفت بدرستى كه آوردم بشما حكمت را و تا بيان كنم براى شما بعضى از آنچه اختلاف ميكنند در آن پس بترسيد از خدا و فرمانبريد مرا ( 63 )
بدرستى كه خدا اوست پروردگار من و شما پس بپرستيد او را اينست راه راست ( 64 )
پس اختلاف كردند طايفها از ميان ايشان پس واى مر آنان كه ستم كردند از عذاب روزى پر درد ( 65 )
آيا انتظار ميكشند جز قيامت را كه آيد ايشان را ناگاه و ايشان ندانند ( 66 )
دوستان روزى چنين بعضى از ايشان مر بعضى را دشمنند مگر پرهيزكاران ( 67 )
چون كه عيسى آمد او با بيّنات * گفت اسرائيليان را ز التفات
آمدم من بر شما با حكمتى * تا كنم روشن ز راه دعوتى
بر شما آن را كه داريد اختلاف * اندران در امر دين دور از خلاف
پس بترسيد از خدا وز من كنيد * پيروى زانكه خداى بىنديد
اوست بر ما و شما پروردگار * پس شما او را پرستيد آشكار
اينست راه راست بىكذب و خلاف * فرقهها كردند زان پس اختلاف
از ميان آن مسيحى مذهبان * كه بر ايشان بود مبعوث او عيان
واى پس بر آنكه كرده است او ستم * از عذاب دردناك پر نقم
شرح آن بگذشت در مريم تمام * تا چه بود آن اختلافات از انام
انتظار آيا كشند اين مردمان * جز قيامت را كه آيد ناگهان
ناگه ايشان را فرو گيرد ببر * وانگهى باشند ايشان بى خبر
آنكه با هم دوست از جان و تنند * بعض را آن روز بعضى دشمنند
غير پرهيزندگان از اهل دين * كه بهم باشند احباب و به عين
دوستى كز عقل خيزد ايمنى است * دوستى كز نفس آيد دشمنى است
چون حجاب جسم خيزد از ميان * دوستيها اصل آن گردد عيان
ميفزايد مهر اگر ايمانى است * دشمنى گردد و گر نفسانى است
دوستى انبيا و اوليا * هر دم افزايد ضيا اندر ضيا
دوستى تنپرستان بد شود * تيرگى بر تيرگى بىحد شود
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 68 تا 80 ]
يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ( 68 ) الَّذِينَ آمَنُوا بِآياتِنا وَ كانُوا مُسْلِمِينَ ( 69 ) ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ ( 70 ) يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ ( 71 ) وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 72 )
لَكُمْ فِيها فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ ( 73 ) إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ ( 74 ) لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ( 75 ) وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ( 76 ) وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ( 77 )
لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ ( 78 ) أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ( 79 ) أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ( 80 )
اى بندگان من نيست ترسى بر شما امروز و نه شما اندوهگين ميشويد ( 68 )
آنان كه گرويدند بآيتهاى ما و بودند منقادان ( 69 )
در آئيد در بهشت شما و جفتهاتان كه برافروخته نشاط ميبوده باشيد ( 70 )
گردانيده شود بر ايشان كاسهاى پهنى كه از طلاست و كوزههاى بىدست گيره و در آنست آنچه خواهش دارد آن را نفس و لذت مىبرند چشمها و شمائيد در آن جاودانيان ( 71 )
و اينست آن بهشتى كه به ارث داده شديد آن را بسبب آنچه بوديد