[ سوره يس ( 36 ) : آيات 20 تا 30 ]
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ( 20 ) اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ( 21 ) وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 22 ) أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ ( 23 ) إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 24 )
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ( 25 ) قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ( 26 ) بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ( 27 ) وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ ( 28 ) إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ ( 29 )
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 30 )
و آمد از دورترين جاى آن شهر مردى كه مىشتافت گفت اى گروه پيرو شويد مرسلان را ( 20 )
پيرو شويد آن را كه نميخواهد از شما مزدى و ايشانند هدايتيافتگان ( 21 )
و چيست مرا كه نپرستم آن را كه پديد آورد مرا و بسوى او باز گردانيده ميشويد ( 22 )
آيا بگيرم از غير او الهاتى كه اگر بخواهد به من خداى بخشاينده گزندى كفايت نكند از من درخواستشان چيزى را و نه رهانندم ( 23 )
بدرستى كه منم آن گاه هر آينه در گمراهى آشكار ( 24 )
بدرستى كه من گرويدم بپروردگار شما پس بشنويد از من ( 25 )
گفته شد كه داخل شو در بهشت گفت اى كاش قوم من آگاهى مىيافتند ( 26 )
به اينكه آمرزيد مرا پروردگارم و گردانيد مرا از گرامىداشتگان ( 27 )
و فرو نفرستاديم ما بر قومش از بعد او هيچ لشكرى از آسمان و نبوديم فرو فرستندگان ( 28 )
نبود جز فريادى واحد پس آن گاه ايشان شدند افسردگان مرگ ( 29 )
اى دريغ بر بندگان كه نيايد ايشان را هيچ رسولى جز آنكه هستند به آن استهزا ميكنند ( 30 )
جاء من اقصى المدينة بالعيان * نيك مردى كه شتابنده بد آن
زانطرف كه بود يعنى دور تر * گشت مردى سوى ايشان ره سپر
پيروى گفت اى گروه از مرسلين * خود كنيد از روى اخلاص و يقين
آن كسانى كه نخواهند از شما * مزد تبليغ رسالات خدا
بر حق ايشانند خود ره يافته * خيرى از حق سويتان بشتافته
مر مرا چبود كه نپرستم پديد * آنكه را كز آب و خاكم آفريد
هم به او خواهيد گشتن جمله باز * باشد از طاعات خلقان بىنياز
يا فرا گيرم به غير از آن خداى * من خدايان دگر بر نارواى
گر كه حق خواهد رسد بر من ضرر * دفع ننمايد كس از من آن خطر
گر كنند اعنى شفاعت آن بتان * حاصلى نبود بدفع آن زيان
نى رهانندم ز محنت در بسيج * پس من ايشان را پرستم گر كه هيچ
باشم آنكه در ضلالى آشكار * قصد او كردند قوم از هر كنار
با رسولان گفت پس با آزمون * انى امنت بربكم فاسمعون
پس ورا كشتند اهل آن بلد * زير سنگ و چوب وز مشت و لگد
گفته شد او را در آى اندر بهشت * گفت يعنى نطق حالش در سرشت
گفت او يا ليت قومى يعلمون * كاش ميبودند دانا زين شئون
زانچه آمرزيدم آن پروردگار * هم بگرداند از بزرگان در شمار
نى فرستاديم بر قومش فرو * ز آسمان چندى ز بعد قتل او
هم نهايم از منزلين از آسمان * لشكرى بهر هلاك كافران
بل عقوبتشان نبد در عائده * ناگهان الا كه صيحه واحدة
جملگى مردند در يك لحظه چون * صيحه آمد فإذا هم خامدون
همچو آتش كه بميرد در سبيل * جمله مردند از خروش جبرئيل
اى تأسف بر عبادى كاينچنين * عمرشان شد صرف كفر و فسق و كين
هم رسولى نامد ايشان را جز آن * كه بر اوشان بود استهزا عيان
[ سوره يس ( 36 ) : آيات 31 تا 40 ]
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ ( 31 ) وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ ( 32 ) وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ( 33 ) وَ جَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ ( 34 ) لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ ( 35 )
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ ( 36 ) وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ ( 37 ) وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ( 38 ) وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ( 39 ) لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ( 40 )
آيا نديدند كه بسيار هلاك كرديم پيش از ايشان از قرنها كه ايشان بسوى اينان بر نميگردند ( 31 )
و نيستند همه مگر جمع كرده شده نزد ما حاضر گردانيدگان ( 32 )
و آيتى است مر ايشان را زمين مرده كه زنده كرديم آن را و بيرون آورديم از آن دانه را پس از آن ميخورند ( 33 )