توانا ( 44 )
و اگر مؤاخذه كردى خدا مردمان را بسبب آنچه كسب كردند نگذاشتى بر پشتش هيچ جنبندهء و ليكن باز پس ميدارد ايشان را تا وقتى نام برده شده پس چون آيد اجلشان پس بدرستى كه خدا باشد ببندگانش بينا ( 45 )
و اقسموا باللّه جهد ايمانهم * گشتهاند اعنى كه بر خود ملتزم
مشركان مكه يعنى با اميد * بر خدا خوردند سوگند اكيد
كه بيايدشان ز حق گر بيم ده * پس شوند ايشان ازو ره يافته
از يكى زان امتان پيش از اين * چون نصارى و يهود و صائبين
پس چو آمدشان نظير اندر ظهور * از خدا ما زادهم الا نفور
از طريق سركشى اندر زمين * هم ز مكر بد كه زشتست و غبين
نى احاطه مينمايد مكر بد * جز باهل آن بتحقيق و سند
پس برند آيا كه ايشان انتظار * جز كه سنتهاى پيشين را ز عار
عادت اللَّه بد چنين جارى ز كل * كه عذاب آمد ز تكذيب رسل
منتظر باشند ايشان هم عيان * بر عذابى سخت چون پيشينيان
پس نيابى سنة اللَّه را بگاه * هيچ تبديلى در آن از هيچ راه
نى تواند كرد يعنى ز انقلاب * كس عذابش را مبدل بر ثواب
هم نباشد از مقامش بافنى * عادتش را هيچ گردانيدنى
سير نكنند ايچ آيا در زمين * تا چگونه بوده بينند از يقين
مر سرانجام كسانى را كه آن * پيش از ايشان بودهاند اندر جهان
در توانايى از ايشان سختتر * تا چه بينى باقى از ايشان اثر
ز آتش قهر استخوانشان سوخته * نارشان بينى هنوز افروخته
نيست حق تا عاجز از چيزى شود * در سماوات و نه در ارض اين بود
او بود دانا بهر عالى و پست * هم توانا بر هر آن چيزى كه هست
حق نمودى گر ز مردم باز خواست * كسب كردند آنچه را از كم و كاست
هيچ از جنبنده بر پشت زمين * يك نفر نگذاشتى بر جا يقين
نى كه تنها از پرى و از بشر * بل ز هر جنبنده كايد در نظر
ليك دارد بازشان پس در نسق * تا زمانى نام برده گشته حق
پس چو آيدشان اجل بر ناگزير * پس بود حق بر عباد خود بصير
داند اعنى جمله را جاى و مكان * هر كرا خواهد بگيرد در زمان
هر وجودى كاندر امكان ويست * كى برون از علم و فرمان ويست
سورة يس
[ سوره يس ( 36 ) : آيات 1 تا 9 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
يس ( 1 ) وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ( 2 ) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ( 3 ) عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 4 )
تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ( 5 ) لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ ( 6 ) لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 7 ) إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ( 8 ) وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ( 9 )
بنام خداوند بخشندهء مهربان
قسم به آن قرآن مشتمل بر حكمت ( 2 )
كه تويى هر آينه از مرسلان ( 3 )
بر راه راست ( 4 )
فرو فرستادن غالب مهربان ( 5 )
تا بيم دهى گروهى را هم چنان كه بيم داده شدند پدرانشان پس ايشان غافلانند ( 6 )
بتحقيق ثابت شد سخن بر اكثرشان پس ايشان نميگروند ( 7 )
بدرستى كه ما گردانيديم در گردنهاشان غلها پس آن تا ذقنهاست پس ايشان سر به هوا كرده شدگانند ( 8 )
و گردانيديم از ميان دستهاشان سدى و از پس سرشان سدى پس فرو انداختيم پردهاى بر چشمهاشان پس ايشان نمىبينند ( 9 )
از عطا و عون ربّ العالمين * آمديم اندر بيان يا و سين
كى توانم شكر اين احسان نمود * كه رسيد اين نامه بر ياسين بزود
عمر داد و صحت و علم و حيات * نعمت و امنيت و نطق و ثبات
تا كه اين تفسير بر ياسين رسيد * همچنين از فضل او دارم اميد
تا رسد روزى بپايان اين كلام * نظم اين تفسير يعنى بالتمام
كامل التام اى كه هر شيئى كمال * از تو يابد تا ببار آيد نهال