تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
زمين پس آنكه كافر شد پس بر اوست كفرش و زياده نميكنند كافران را كفرشان نزد پروردگارشان جز دشمنى و نمىافزايد كافران را كفرشان جز زيانكارى ( 39 ) بگو خبر دهيد از شريكانتان آنان كه ميخوانديد از جز خدا بنمائيد مرا كه چه چيز آفريدند از زمين يا مر ايشانراست انبازى در آسمانها يا داديمشان كتابى پس ايشانند بر بينه از آن بلكه وعده نميدهند ستمكاران بعضيشان بعضى را جز فريب ( 40 ) بدرستى كه خدا نگاه ميدارد آسمان‌ها و زمين را از آنكه زايل شوند و هر آينه اگر زايل شوند نگاه ندارد آن دو تا را هيچكس پس از او بدرستى كه او باشد بردبار آمرزنده ( 41 )
حق تعالى داند اين باشد يقين * هر نهان را در سماوات و زمين
اوست هم دانا باسرار صدور * وانچه اندر خاطرى يابد خطور
اوست آن كس كه شما را جانشين * كرد از پيشينيان اندر زمين
پس هر آن شد ناسپاس و كفرجو * پس بر او باشد زيان كفر او
نى فزايد كافران را جز عناد * كفرشان در نزد آن رب العباد
هم نيفزايد ز كفر و شركشان * كافران را غير خسران و زيان
گو شما ديديد آيا در عيان * هيچ ز انبازان خود بر امتحان
آنكه ميخوانيدشان از دون حق * باز بنمائيدم از ما ذا خلق
آفريدستند ايشان تا چه چيز * از زمين پيدا و پنهان در تميز
هستشان يا هيچ آيا شركتى * در سماوات از نشان خلقتى
داده‌ايم آيا كتابى ما چنان * حجتى تا باشد ايشان را از آن
با چه حجت پس مر ايشان را شريك * با خدا سازند گر فهمند نيك
بل چنان نبود كه در فعل قبيح * مشركان را حجتى باشد صريح
وعده مىندهند بعضى در نصيب * بعض ديگر را جز از مكر و فريب
حق نگهدارد زمين و آسمان * زانكه تا زايل نگردند از مكان
ور شوند اين هر دو زايل پس نگاه * كس ندارد بعد از ايشان جز إله
بردبار است آن خداوند غفور * بر كسى كو باز گردد از شرور

[ سوره فاطر ( 35 ) : آيات 42 تا 45 ]

وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلاَّ نُفُوراً ( 42 ) اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً ( 43 ) أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً ( 44 ) وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً ( 45 ) و سوگند خوردند به خدا سخت‌ترين سوگندهاشان كه اگر آيد ايشان را بيم‌كننده هر آينه باشند هدايت‌يافته‌تر از هر يك از امتها پس چون آمد ايشان را بيم‌كننده نيفزود ايشان را جز نفرت ( 42 ) از راه سركشى در زمين و انديشيدن بدى و احاطه نكنم انديشيدن بد مگر باهلش پس آيا انتظار مىبرند جز دستور پيشينيان را پس هرگز نيابى مر دستور خدا را تغييرى و هرگز نيابى مر دستور خدا را گرديدنى ( 43 ) آيا و سير نكردند در زمين پس بنگريد كه چگونه بود انجام آنان كه بودند پيش از ايشان و بودند سخت‌تر از ايشان در توانايى و نباشد خدا كه عاجز كند او را هيچ چيز در آسمانها و نه در زمين بدرستى كه او باشد داناى