تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
ليك اين قولست حق از من همى * پر شود دوزخ ز ديو و آدمى
پس چشيد از آنچه شد فرموشتان * از رسيدن باز بر روزى چنان
هم ز خاطر بازتان برديم ما * غير نسيان نيست نسيان را جزا
جاودان باشيد اينسان در عذاب * زانچه مىكرديد فعل ناصواب

[ سوره السجده ( 32 ) : آيات 15 تا 22 ]

إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ( 15 ) تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 16 ) فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 17 ) أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ( 18 ) أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلاً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 19 ) وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 20 ) وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 21 ) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ ( 22 ) جز اين نيست كه ايمان ميارند بآيتهاى ما آنان كه چون پند داده شوند به زودى در افتند در سجده‌كنان و تسبيح كنند به حمد پروردگارشان و ايشان سركشى نميكند ( 15 ) برخيزد پهلوشان از خوابگاه ميخوانند پروردگارشان را از راه بيم و اميد و از آنچه روزى داديمشان انفاق ميكنند ( 16 ) پس نميداند نفسى آنچه پنهان كرده شد براى ايشان از آسايش چشمها پاداش بسبب آنچه بودند كه ميكردند ( 17 ) آيا پس كسى كه باشد مؤمن چون كسى است كه باشد فاسق يكسان نيستند ( 18 ) اما آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته را پس براى ايشانست بهشتهاى جاى اقامت ما حضرى بسبب آنچه بودند كه ميكردند ( 19 ) و اما آنان كه فسق كردند پس جايگاه ايشان آتش است هر گاه خواهند كه بيرون آيند از آن برگردانيده شوند در آن و گفته شود مر ايشان را بچشيد عذاب آتشى را كه بوديد آن را تكذيب ميكرديد ( 20 ) و هر آينه بچشانيمشان البته از آن عذاب نزديكتر غير عذاب عظيمتر باشد كه ايشان بازگشت كنند ( 21 ) و كيست ظالمتر از آنكه پند داده شد بآيتهاى پروردگارش پس روى گردانيد از آن بدرستى كه ما از گناهكاران انتقام كشندگانيم ( 22 )
نيست جز اينكه بآيتهاى ما * بر كلام و حكم حجّتهاى ما
آن كسان از روى ايمان بگروند * چون كه ايشان پند داده ميشوند
اوفتند ايشان بر وى اندر سجود * همچنين تسبيح گويند از شهود
از پى استايش پروردگار * هم نه ايشانند سركش در شعار
دور گردد جنبشان از خوابگاه * رب خود را چون بخوانندى بگاه
از ره خوف اعنى از خوف غضب * يا كه از اميد رحمت در سبب
اينست حال شبروان ذو فنون * كه بذكر آيند از بستر برون
وانچه روزى ما بايشان داده‌ايم * ميكنند انفاق از طبع كريم
پس نداند نفسى آنچه در خفا * هستشان از روشنى ديده‌ها
اجرشان داند خداى لم يزل * بر جزاى آنچه كردند از عمل

در بيان امتياز مؤمن از فاسق

پس بود آيا كسى كو مؤمن است * چون كسى كو فاسق و نامؤمن است
نيستند ايشان برابر در جزا * چون موجد باشد آن مشرك كجا
مؤمنان كه كرده‌اند اعمال نيك * پس مر ايشانراست جنّتها و ليك
بوستانها كوست در واقع مقر * وز حق ايشان را چو مهمان ما حضر
بر جزاى كرده‌هاى نيكشان * بر چنان جنّت كند نزديكشان
فاسقان اما كه هم از راه دين * مىبرون رفتند سوى كفر و كين
پس مر ايشانراست آتش جايگاه * بر جزاى كفر و طغيان و گناه
هر قدر خواهند زان بيرون روند * باز برگردانده در آتش شوند
بر جهنّم هر دم ايشان را اياب * هست و قيل لهم ذوقوا عذاب
آتشى كه بودتان تكذيب زان * چون كه ميكردند وصفش را بيان
ميچشانيم از عذابى كوست زود * جز عذاب اكبر از روى خلود
رنج او نى قتل و اسر و غارتست * رنج اكبر دوزخ پر آفت است
شايد ايشان بر خدا راجع شوند * ما بقى بر حكم حق تابع شوند
كيست ظالمتر از آن كس در سند * پند داده گو بآيتها شود
پس كند اعراض از آن اندر مقام * ما كشيم از مشركان خود انتقام
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 585 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه