تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤

[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 75 تا 84 ]

وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ ( 75 ) إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 76 ) وَ إِنَّهُ لَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ( 77 ) إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ( 78 ) فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ( 79 ) إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ( 80 ) وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ ( 81 ) وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ ( 82 ) وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ ( 83 ) حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتِي وَ لَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 84 ) و نيست هيچ نهانى در آسمان و زمين مگر كه هست در كتابى واضح ( 75 ) بدرستى كه اين قرآن ميخواند بر نبى اسرائيل اكثر آنچه‌اشان در آن اختلاف ميكنند ( 76 ) و بدرستى كه هر آينه هدايت و رحمت است مر مؤمنانرا ( 77 ) بدرستى كه پروردگار تو داورى مىكند ميانشان بحكمش و اوست غالب دانا ( 78 ) پس توكل كن بر خدا بدرستى كه تويى بر حق آشكار ( 79 ) بدرستى كه تو نمىشنوانى مردگان را و نمىشنوانى كران را ندا چون برگردند پشت برگردانندگان ( 80 ) و نيستى تو راه نماينده كوران از گمراهيشان نميشنوانى مگر آن را كه ميگرود بآيتهاى ما پس ايشان منقادانند ( 81 ) و چون واقع شود گفتار بر ايشان بيرون آريم براى ايشان جنبنده از زمين كه سخن كند با ايشان كه مردمان بودند كه بآيتهاى ما يقين نميكردند ( 82 ) و روزى كه حشر ميكنيم از هر امتى گروهى از آنكه تكذيب كرد آيتهاى ما را پس ايشان بازداشته ميشوند ( 83 ) تا چون آيند گويند آيا تكذيب كرديد آيتهاى مرا و احاطه نكرديد به آن از راه دانش آيا چه چيز بود كه بوديد ميكرديد ( 84 )
از نهانى نيست در ارض و سما * جز كه در لوح مبين در اقتضا
خواند اين قرآن بر اسرائيليان * آنچه ايشان را خلافست اندر آن
اكثر آنها را كه كردند اختلاف * مستبين گردد ز قرآن بيخلاف
رهنما و رحمت است آن باليقين * بر همه اهل كتاب از مؤمنين
بينشان ربّت نمايد داورى * مر به حكم عدل خويش از برترى
او بهر حكمى عزيز است و عليم * غالب و دانا بوجه مستقيم
پس توكّل بر خدا كن ز ايمنى * زانكه تو بر راستى روشنى
انك لا تسمع الموتى و لا * تسمع الصمّ الدّعا اى مصطفى
چون كه برگردند و گردانند پشت * مىكنند اعراض از خود رو درشت
تو نه‌اى هادىّ كوران از ضلال * نشنوانى يعنى ايشان را مقال
جز كسى واگو بآيتهاى ما * بگرود پس مسلمند ايشان بجا
چون شود گفتار واقع باليقين * بهرشان آريم بيرون از زمين
دابّه يعنى يكى جنبنده‌اى * تا سخن گويد به حق گوينده‌اى
مردمانى را كه بر آيات ما * بىيقين بودند اندر ماجرا
در زمان آخر از دور وجود * آن چنان جنبندهء كامل نمود
اندر آرد از زمين ناچار سر * هست شرحش اندر اخبار و سير
آيد از ارض بدن يعنى برون * دابّه كو بود پنهان در قرون
نفس كلى آن زمان مشهور تست * وان بوجهى مهدى موعود تست
آن نپندارى كه از تو خارج است * بينى آن وقتش كه روحت عارج است
زين گذشتم شرحش ار گويم تمام * عاميان گيرند را هم در كلام
ياد كن روزى كه بهر حكمتى * منبعث فوجى كنيم از امتى
يعنى از اشراقشان كه بد ابا * همچنين تكذيب از آيات ما
باز پس دارندشان اندر مقر * اول و آخر بجاى يكدگر
تا كه چون آيند در موقف تمام * گويد ايشان را مگر ربّ الانام
خود شما آيا كه آيتهاى ما * بر دروغ انگاشتيد از مرد و زن
وانگهى كز دانشى بر آن محيط * نامديد از عقل و ادراكى بسيط
خود چه بود آيا شما را زان سبب * كانچنان كرديد تكذيب از عجب

[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 85 تا 90 ]

وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ ( 85 ) أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 86 ) وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ ( 87 ) وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ ( 88 ) مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ( 89 ) وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 90 ) و بوقوع آمد گفتار بر ايشان نسبت آنكه ظلم كردند پس ايشان سخن نميكنند ( 85 ) آيا نديدند كه ما گردانيديم شب را تا آرام گيرند در آن و روز را