در بيان منع بىاذن داخل شدن در خانه مردم
مؤمنان در خانههاى غير خود * در نيائيد اى بسى عيب است و بد
تا كنيد اعلام و هم ديگر سلام * بعد دستورى ز اهل آن مقام
اين شما را بهتر آمد در پسند * مر شما شايد كزين گيريد پند
پس نيابيد ار در آنها هيچ كس * در سرا داخل نگرديد ايچ پس
تا دهد صاحب سرا اذن دخول * ثابتست اين نزد عقل بىافول
بى ز رخصت در سرا و خانهاى * كى رود جز از خرد بيگانهاى
زانكه بر هر نوع تهمت در خور است * خاصه گر خالى ز مرد و مهتر است
از شما راست آن جهتها بيشتر * پس مشو داخل ببيتى بىخبر
پس شما را گر بگويند ارجعوا * باز گرديد از سرا بىگفتگو
بازگشتن مر شما را هست به * بيكراهت تا نباشد مشتبه
حق بر آنچه ميكنيد او آگه است * تا كه زيرك در عمل يا ابله است
در سراى غير مسكون ور ز راه * كس در آيد از شما نبود گناه
تا كه برخوردار گرديد اندران * مال و جان محفوظ ماند از زيان
حقتعالى داند از اسرار كار * زانچه پنهان ميكنيد و آشكار
[ سوره النور ( 24 ) : آيات 30 تا 31 ]
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ ( 30 ) وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ( 31 )
بگو مر مؤمنان را كه فرو گيرند ديدههاشان را و نگاهدارند عورتهاشان را آن پاكيزهتر است براى ايشان بدرستى كه خدا آگاه است به آنچه ميكنيد ( 30 )
و بگو مر زنان با ايمان را كه فرو گيرند ديدههاشان را و نگاه دارند عورتهاشان را و ظاهر نسازند پيرايهء خود را مگر آنچه آشكار آمد از آن و بايد كه فرو گذارند مقنعههاشان را بر گريبانهاشان و ظاهر نسازند پيرايه خود را مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنانشان يا آنچه را مالك باشد يمينهاشان يا پيروان غير صاحبان حاجت از مردمان يا كودكان كه اطلاع نيافتهاند بر عورتهاى زنان و نبايد كه بزنند بپاهاشان تا دانسته شود آنچه پنهان ميدارند از پيرايهشان و بازگشت كنيد بسوى خدا همه اى مؤمنان باشد كه شما رستگار شويد ( 31 )
اى محمد « ع » بازگو با مردمان * چشم تا پوشند از نامحرمان
فرجهاى خود نگهدارند هم * از زنا و از لواط از بيش و كم
اينست بهتر بهر ايشان در پسند * حق خبير است از هر آنچه ميكنند
هم بگو تا چشم پوشند آن زنان * از رجال غير محرم در زمان
زينت خود هم نسازند آشكار * جز هر آنچه نيست ممكن استتار
همچو چادر يا كه كفش و روى بند * باشد ار ظاهر نباشد ناپسند
گفتهاند ارباب فقه از موقعش * باشد از زينت مراد از موضعش
ور نه نبود ديدن زينت حرام * وين بود معلوم و ثابت در كلام
بر زنند و برگذارند آن زمان * مقنعه بايد بگردنها عيان
تا شود پوشيده ز ايشان بعد روى * گردن و موى و بناگوش و گلوى
ظاهر آن زينت نسازند از بدن * جز ز بهر شوهران خويشتن
يا پدر يا خود پدر شوهر بنام * يا پسرها يا پسر شوهر تمام
يا برادر هيچ اگر او را بود * يا پسرهاى برادرهاى خود
يا پسرهايى كه هست از خواهرش * يا زنى همكيش اگر باشد برش
آن زنان يعنى كه هم دين ويند * حافظ اسرار و آيين ويند
دستهاشان وانچه را مالك شده است * از كنيزان كافره يا حقپرست
نزد بعضى شد اعم ملك يمين * از اماء و از عبيد اندر يقين
موضع زينت بر ايشان گر پديد * شد همانا نيست زان منع شديد
اينست راى عايشه هم شافعى * نيست نزد بو حنيفه واقعى
نكند او تجويز يعنى اينچنين * گر چه محبوبست و عنين عبد هين
موضع ار پوشد ز عبد اين در خور است * هم اماميه بر اين و اين اشهر است
پيروان كه غير محتاجند باز * بر زنان از پيرى و عمر دراز