تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
گر بدانيد اينكه دنياى قصير * پس بود در جنب اين عالم حقير
پس شما پنداشتيد آيا كجا * بر عبث خود خلقتان كرديم ما
هم بما راجع نميكردند باز * بوده است ايجادتان لغو و مجاز
پس بود برتر خداى بينياز * زانكه خلقى آفريند بر مجاز
پادشاهى كه سزاوار است او * بر خدايى لا إله غيره
خالق عرش كريم اعنى محيط * ماسوى را از مركب تا بسيط
وانكه خواند با خدا ديگر خدا * نيست او را حجّتى در ادّعا
پس جز اين نبود كه باشد برقرار * مر حسابش نزد آن پروردگار
رستگارى كافران را نيست هيچ * بر خلاف مؤمنان اندر بسيج
گو بيامرز و ببخش اين ربّ دين * چون تويى بر خلق خير الرّاحمين

سورة النور

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 1 تا 5 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 1 ) الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلاَّ زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ( 3 ) وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 4 ) إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 5 ) بنام خداى بخشندهء مهربان سوره‌ايست كه فرو فرستاديم آن را و فرض كرديم آن را و فرو فرستاديم در آن آيتهاى واضح باشد كه شما پند گيريد ( 1 ) زن زناكار و مرد زناكار پس بزنيد هر يك از آن دو را صد تازيانه و نبايد كه بگيرد شما را به آن دو رأفتى در دين خدا اگر هستيد كه ميگرويد به خدا و روز بازپسين و بايد كه حاضر شوند عذاب آن دو تا را گروهى ز گروندگان ( 2 ) مرد زناكار نكاح نميكند مگر زن زناكار يا زن مشركه را و زن زناكار نكاح نميكند او را مگر مرد زناكار يا مشرك و حرام كرده شده آن بر گروندگان ( 3 ) و آنان كه نسبت زنا دهند بزنان با عفت پس نياوردند چهار گواه پس بزنيد ايشان را هشتاد تازيانه و قبول مكنيد مر ايشان را گواهى هرگز آن گروه ايشانند فاسقان ( 4 ) مگر آنكه توبه كردند پس از آن و صالح شدند پس بدرستى كه خدا آمرزنده مهربانست ( 5 )

در بيان حكم زانى و زانيه

سوره است اينكه فرستاديم ما * فرض هم كرديم احكامش بجا
نازل آيتها در آن كرديم چند * پس هويدا تا شما گيريد پند
زانى و زانيه هر يك را زنيد * در جزا صد تازيانه بر شديد
تا نگيرد مر شما را رأفتى * اين دو را بر حفظ دين بر نوبتى
گر شما باشيد مؤمن بر خدا * هم بروز واپسين در حكمها
بايد آنكه طايفه حاضر شوند * وقت اجراء حدود و بشنوند
بايد آنكه طايفه از مؤمنين * وقت حد گردند حاضر باليقين
نه كند زانى نكاح از معركه * هيچ جز زانيه‌اى يا مشركه
زانيه هم ناورد اندر نكاح * جز كه زانى يا كه مشرك ز افتضاح
وين بود بر مؤمنين زشت و حرام * در نسا گفتيم شرحى زين مقام
مر زنان را رمى آن كز محصنات * مينمايند ار چه باشند از ثقات
پس نيارند از گواهان چار مرد * بايد ايشان را به حد تعذير كرد
تازيانه تا ثمانين بر زنند * پرده‌اى را زانكه بىشاهد درند
هم گواهيشان بهرگز در امور * خود بنپذيريد در غيب و حضور
زانكه باشند آن گروه از فاسقان * جز كه توبه كرده‌اند از بعد آن
هم كنيد اصلاح نيت در نهان * پس حق آمرزنده است و مهربان