زود باشد كه بگويند از خداست * گو پس آيا پند نى گيريد باز
كيست بر گو ربّ اين هفت آسمان * ربّ اين عرش عظيم اندر نشان
زود گويند اينكه مىباشد خدا * گو نپرهيزيد آيا پس چرا
كيست آن كس گو كه هست او را بدست * شاهى هر چيز از بالا و پست
ميدهد زنهار بر وى زينهار * كس بندهد گر كه دانيد آشكار
زود باشد كه بگويند اين شئون * هست حق را قل فانى تسحرون
بلكه آورديمشان بر حق و راست * وعدهء كز حشر و نشر آن برملاست
وانكه ايشان بر دروغند و دغل * بر هر آنچه ميپرستند از محل
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 91 تا 98 ]
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ( 91 ) عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 92 ) قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ ( 93 ) رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 94 ) وَ إِنَّا عَلى أَنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ ( 95 )
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ ( 96 ) وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ ( 97 ) وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ ( 98 )
فرا نگرفت خدا هيچ فرزندى و نباشد با او هيچ الهى آن گاه هر آينه برده بود هر الهى آنچه آفريد و هر آينه برترى جسته بود برخيشان بر برخى دانم پاك بود از خدا آنچه وصف ميكنند ( 91 )
داناى نهان و آشكار پس برتر آمد از آنچه شرك آورند ( 92 )
بگو پروردگار من اگر مىنمايى مرا آنچه وعده داده ميشوند ( 93 )
پروردگار من پس مگردان مرا در گروه ستمكاران ( 94 )
و بدرستى كه ما بر آنكه بنمائيم ترا آنچه وعده ميدهيم ايشان را هر آينه تواناييم ( 95 )
دفع كن به آنچه خوبتر است بدى را ما داناتريم به آنچه وصف ميكنند ( 96 )
و بگو پروردگار من پناه ميبريم به تو از وسوسههاى شياطين ( 97 )
و پناه ميبرم به تو اى پروردگار من از آنكه حاضر شوند مرا ( 98 )
حق تعالى هيچ نگرفت از ولد * نيست با او هم خدايى بالا بد
گر كه بودى هر خدايى بردى او * آنچه را خود آفريد از جستجو
همچنين بر بعض بعضى برترى * مىبجستند از نشان همسرى
زين تغالب ميشدى بر پا فساد * عالم ايجاد ميرفتى بباد
گفت زانرو دو خدا گر ميبدى * اين جهان در لحظهاى فاسد شدى
پاك مىباشد حق از هر چون و چند * وز هر آنچه خلق وصفش ميكنند
اوست داناى نهان و آشكار * زانچه شرك آرند برتر ز اقتدار
گو خدايا گر نمائيم از عتاب * آنچه را كه وعده كردى از عذاب
پس مگردانم ز قوم ظالمين * مىمكن يعنى به آن قومم قرين
قادريم آن را بذات بيشريك * بر عقوبت ما نعدهم آن نريك
دفع كن با خصلتى كان بهتر است * خصلتى را آنكه زشت و ابتر است
ما بسى داناتريم از هر جهت * بر هر آنچه ميكنند ايشان صفت
يا مرا از نسبت شرك و ولد * يا تو را از سحر و از اوصاف بد
گو خدايا بر تو ميگيرم پناه * من ز وسواس شياطين ز انتباه
بر تو هم گيرم پناه اى ذو المنن * زانكه تا گردند حاضر نزد من
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 99 تا 107 ]
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ( 99 ) لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ( 100 ) فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ ( 101 ) فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 102 ) وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ ( 103 )
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ ( 104 ) أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ ( 105 ) قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ ( 106 ) رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ ( 107 )
تا چون آمد احدى از ايشان را مرگ گويد پروردگار من برگردان مرا ( 99 )
شايد بكنم من كار خوبى در آنچه وا گذشتم نه چنانست بدرستى كه آن كلمهايست كه او گوينده آنست و از پيش ايشان حايلى است تا روزى كه برانگيخته شوند ( 100 )
پس چون دميده شود در صور پس نباشد نسبها ميانشان روزى چنين و نپرسند از يكدگر ( 101 )
پس آنكه سنگين است ترازوهاى او پس آن گروه ايشانند رستگاران ( 102 )
و آنكه سبك است ترازوهاى او پس آن گروه آنانند كه زيان كردند در نفسهاشان در دوزخند جاودانيان ( 103 )
مىسوزاند رويهاشان را