گم شود از كافران آن بد سرى * كه ازان بودند بر حق مفترى
گو شما را كيست تا روزى دهد * از سماء و ارض باشد گر خرد
ز آسمان باران بباراند بگاه * وز زمين رويد بهر قسمى گياه
كيست يا ذو القدرتى كاندر اثر * آفريند در شما سمع و بصر
هم كند ز آفات يك جا حفظ آن * زانكه پس باشند اقرب بر زيان
كيست آن كآرد برون هر لحظه وى * حى زميت ميت از حى پى به پى
نطفه يا دانه است آن در التفات * باشد آن ظاهر ز حيوان و نبات
كيست وانكس كو كند تدبير كار * اهل عالم را نهان و آشكار
زود باشد پس كه گويند آن خداست * كآفرينندهء تمام ماسواست
اين بود در نزد دانا احتجاج * كز قبولش نيست آدم را علاج
پس بگو آيا نترسيد از خدا * كه شريك آريد با او ز افترا
پس كسى كور است ثابت اين صفات * باشد او پروردگار ممكنات
هم شما را اوست معبودى به حق * پرورندهء جسم و جان ما خلق
پس چه باشد بعد حق غير از ضلال * پس به آن گردنده گرديد از نكال
هم چنان كو راست ربوبيت سزاست * نه جز او را كه زوالش در قفاست
هم سزاوار است و واجب حكم او * بر هران كز حكم گردانيده رو
فاسقند و رفتهاند از حد برون * وصف ايشان انهم لا يؤمنون
گو كه آيا از شريكان شما * هست كز خلقى نمايد ابتدا
آفريند خلق را يعنى ز نو * بعد موتش زنده سازد بىغلو
پس هر انكو راست اين شأن و صفات * زيبد او را گر پرستندش بذات
هم كند آغاز خلقت بىسخن * هم نمايد زنده بعد از موت تن
از كجا پس عقلتان هيچ ار بجاست * باز گردانده شويد از راه راست
از شريكان شما گو هست كس * هيچ آيا رهنما در هر نفس
تا كسى را سوى حق باشد دليل * نصب حجتها كند از هر قبيل
گو خدا للحق بخلقان رهنماست * در كس از فهم دلايل بر سزاست
رهنما آيا پس آن كو بر حق است * با دلايل در اطاعت اليق است
يا كسى كو خود نداند راه و چاه * جز كه غيرش رهنما گردد به راه
پس شما را چيست همچون مىكنيد * در سويه حكم نزد عقل و ديد
بين آن كس كه به او يكسر شما * خاصه محتاجيد يا او بر شما
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 36 تا 44 ]
وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ ( 36 ) وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 37 ) أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 38 ) بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ( 39 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا يُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ( 40 )
وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ ( 41 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ ( 42 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ ( 43 ) إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 44 )
و پيروى نمىكنيد بيشترشان مگر گمان را بدرستى كه گمان كفايت نمىكند از حق چيزى را بدرستى كه خدا داناست به آنچه مىكنند ( 36 )
و نباشد اين قرآن كه بدروغ بسته شود از غير خدا و ليكن تصديق آن چيزيست كه باشد ميانه دو دستش و تفصيل دادن كتاب و نيست شكى در آن از پروردگار جهانيان ( 37 )
آيا مىگويند بر بست بدروغ آن را بگو پس بياوريد سوره مانندش و بخوانيد هر كه را توانيد از غير خدا اگر هستيد راستگويان ( 38 )
بلكه تكذيب كردند آنچه را احاطه نكردند بدانستنش و هنوز نيامده ايشان را تأويلش همچنين تكذيب كردند آنان كه بودند پيش از ايشان پس بنگر چگونه بود انجام ستمكاران ( 39 )
و از ايشان كسى است كه مىگرود به آن و از ايشان كسى است كه نمىگرود به آن و پروردگار تو داناتر است بتباهكاران ( 40 )
و اگر تكذيب كردند ترا پس بگو مر مراست كردارم و مر شما راست كردارتان شما بيزارانيد از آنچه من مىكنم و من بيزارم از آنچه شما مىكنيد ( 41 )
و از ايشان كسى است كه گوش مىكنند به تو آيا پس تو مىشنوانى كران را و اگر چه باشند كه نيابند بعقل ( 42 )
و از ايشان كسى است كه نگاه مىكند به تو آيا پس تو راه مىنمايى كوران را و اگر چه باشند كه نه بينند ( 43 )
بدرستى كه خدا ظلم نمىكند مردمان را چيزى و لكن مردمان به خودشان ظلم مىكنند ( 44 )