تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
شنواى داناست ( 103 ) آيا ندانسته‌اند كه خدا اوست كه مىپذيرد توبه را از بندگانش و مىگيرد صدقه‌ها را و بدرستى كه خدا اوست توبه‌پذير مهربان ( 104 ) و بگو بكنيد پس به زودى مىبيند خدا عمل شما را و رسولش و گروندگان و زود باشد كه باز گردانيده شويد بسوى داناى نهان و آشكار پس بياگاهاند شما را به آنچه بوديد كه مىكرديد ( 105 ) و ديگران موقوفانند مر فرمان خدا را يا عذاب مىكند ايشان را و يا توبه بپذيرد ازيشان و خدا داناى درست كار است ( 106 ) و آنان كه گرفتند مسجدى را براى ضرر رسانيدن و كفر و جدايى افكندن ميان گروندگان و انتظار مر كسى را كه حرب كرد خدا و رسولش را از پيش و هر آينه سوگند خواهند خورد كه نميخواستيم مگر خوبى را و خدا گواهى مىدهد كه ايشانند هر آينه دروغگويان ( 107 ) نايست در آن هرگز هر آينه مسجدى كه بنا نهاده شد بر پرهيزكارى از اول روز سزاوارتر است كه بايستى در آن در آن باشند مردانى كه دوست دارند كه پاك شوند و خدا دوست مىدارد پاك شوندگان را ( 108 )
آمد آيت كه بگير از مالشان * صدقه بر تطهير جان و حالشان
بهر آن يعنى كه تا گردند پاك * اين جماعت از گناه و از هلاك
هم شود نيكويى آنها را زياد * چون دهند آن صدقه ز اخلاص و داد
هم دعا كن بهر ايشان كز دعات * قلبشان ساكن شود در تايبات
حق سميع است آنچه دارند اعتراف * بر گناه خويش و عصيان و خلاف
هم عليم او بر ندامتهايشان * وانچه باشد در ضمير از رايشان
گفته‌اند از حق به قرآن مجيد * ابلغ از اين آيه نبود در اميد
اغلبى باشند بر اين از ثقات * كه بود ز اين صدقه مقصود از زكات
از عباد آيا ندانند آنكه حق * توبه بپذيرد ز فضل ما سبق
هم بگيرد صدقه‌هاشان از كرم * گشته اينسان جارى او را در قلم
يا نمىدانند كان سلطان جان * باشد او توبه‌پذير و مهربان
اين ز حق گر بنده را باشد به ياد * غايت لطف است و رحمت بر عباد
گو نماييد اى گروه تايبان * استقامت در عملها آن چنان
پس به زودى فعلتان بيند خدا * هم رسول و مؤمنان پارسا
زود بر گرديده گرديد از قرار * سوى آن داناى غيب و آشكار
پس شما را آگهى از وى رسد * بر هر آنچه كرده‌ايد از نيك و بد
باز ديگر از تخلف كردگان * كه سه تن بودند ايشان از بيان
هر سه گشتند از پيمبر عذر خواه * حكم ايشان يافت تأخير از إله
تا كه مرجون لامر اللَّه را * بر چه آيد حكم و فرمان از خدا
يافت تأخير امرشان از زشت و خوب * گفت زان امّا يعذب او يتوب
دائم ار باشند نادم زان خلاف * هم بديگر رو نتابند از مصاف
شايد ايشان را ببخشد كردگار * بر عذاب و مغفرت تا چيست كار

در بيان مسجد ضرار

حق بود دانا به حال عاقبت * هم حكيم اندر عذاب و مغفرت
مسجدى كردند نااهلان بنا * نزد آن مسجد كه بد نامش قبا
تا كه بر ضد مسلمانان نماز * اندر آن مسجد گزارند از مجاز
چون ابو عامر كند رجعت ز شام * اندر آن مسجد كنند او را امام
هم بدين مضمون نوشت او نامه‌اى * نزد ايشان چون بد او علامه‌اى
خواستند از احمد كامل نياز * كو كند اول در آن مسجد نماز
قصدشان زان بود اضرار و نفاق * نى كه باشند از مصلين در سياق
آمد آيت كه گرفتند از نقار * مسجدى اهل نفاق اندر ضرار
تا رسانند اهل ايمان را زيان * نيست غير از كفر و تفريق اندران
در ميان آرند يعنى تفرقه * با رسول و مؤمنين از زندقه
انتظار آن برند از ناقبول * كه نمود از پيش حرب او با رسول
ابن عامر آنكه در بدر و احد * حاضر اندر جنگ با كفار بد
چون كسى گويد كه اين مسجد بنا * از چه رو كرديد نزديك قبا
مىخورند ايشان قسم كز وى نبود * قصد ما جز خصلت نيك از نمود
خصلت نيكو كه آن باشد نماز * توسعه هم بر ضعيفان در نياز
حق گواهى ميدهد كاندر قسم * كاذبند اين قوم پر مكر و ستم
پس تو هرگز اندر آن مسجد مايست * كه ازان جز كفر و كين مقصود نيست
پس بران مسجد رسول مستطاب * در فكند آتش نمود آن را خراب