اين همه ميبود آيتها ز ما * كه مفصل شد بر ايشان هر كجا
سركشى كردند از حكم و حدود * زانكه مىبودند قومى بس عنود
چون بر ايشان سخت ميشد كار باز * سوى موسى مىدويدند از نياز
تا كند او رفع ز ايشان آن گزند * شرط مىكردند كايمان آورند
چون كه ميشد دفع آن اندوه و غم * مىفزودندى بطغيان و ستم
باز واقع چون بر ايشان شد عذاب * سوى موسى مىنمودندى اياب
گفتى اى موسى بخوان از بهر ما * رب خود را تا شود رفع بلا
با تو از عهدى كه كرد اندر اياب * كه نمايد دعوتت را مستجاب
گر ز ما زايل نمايى اين بلا * بر تو ايمان آوريم از صدق ما
با تو بفرستيم اسرائيليان * تا برى هر جا كه خواهيشان عيان
كشف پس كرديم چون ز ايشان عذاب * بر دعاى موسى صاحب كتاب
تا زمانى كه رسند ايشان بران * موت يا هنگام ديگر ز امتحان
بىتوقف پس شكستندى عهود * تا دگر ره امتحانى رخ نمود
هست مر وى آنكه موسى بيست سال * بود با فرعونيان اندر جدال
زان زمان كه ساحران را كرد پست * داد مر فرعون و قومش را شكست
يك نفر ناورد ايمان زانگروه * بودشان گويى كه دل از سنگ كوه
زانجماعت پس كشيديم انتقام * غرقشان كرديم در يم بالتّمام
زانكه آيتهاى ما را بر دروغ * حمل كردند آن گروه بىفروغ
زانكه بودند از مآلش بىخبر * وز عذابى كآيد ايشان را ببر
شرح غرقه گشتن ايشان بيم * گفتهايم و بعد از آن گوئيم هم
بر ضعيفان همچنين داديم ما * ارض را ميراث از حكم قضا
يعنى اسرائيليان كه زير دست * بر گروه قبطيان بودند و پست
چون كه شد فرعون و اتباعش تباه * وارث ايشان بر زمين گشتند و شاه
شرقها و غربها از ارض شام * در تصرف آمد ايشان را تمام
يا ز شرق و غرب باشد قصد اين * كه شدند آن قوم غالب در زمين
آن زمينى كاندر آن بركات ما * نازلست از اهتمام انبيا
وانزمين شام و بيت المقدس است * نعمت و ارزانى اندر وى بس است
وعدهء پروردگارت شد تمام * آل اسرائيل را نيكو و تام
از ره صبرى كه كردند آن گروه * بر مكاره همچو بحر و همچو كوه
هم نموديم آن منازل را خراب * كه بد آنها را بفرعون انتساب
وان حصار و كوشكهاى ساخته * كه بد از فرعونيان افراخته
آن عمارتهاى عالى و ارجمند * قصرها و كاخهاى بس بلند
وانچه بود از باغهاى كاشته * تاكها از چوب و نى افراشته
ذكر اينها مىكند حق بر رسول * تا ز حال مشركان نايد ملول
زانكه ايشان را هم اين فرهنگ بود * گيتى از نخوت بر آنها تنگ بود
بگذرانديم آل اسرائيل را * از يم و بشكافتيم آن نيل را
چون بقومى برگذشتند از عرب * كه به بت بودند شاغل روز و شب
يعكفون يعنى اقامت مىكنند * بر بتان بهر پرستش از پسند
گفتهاند آن بد تماثيل بقر * كه پرستيدند قومى بى خبر
مر بموسى قوم گفتند آن زمان * بهر ما مىساز تمثالى چنان
بر پرستش تا كه داريم آن نگاه * آن چنان كه هست ايشان را إله
گفت موسى خود شما ورزيد جهل * كاين پرستش را همى گيريد سهل
مىكنيد اعنى توهم در نهان * كه عبادت كرد جز حق را توان
اين گروه بتپرستان ز اشتراك * گشته اندر جهل و نادانى هلاك
بر هر آنچه در ويند از آزمون * حقتعالى زودشان سازد نگون
دين ايشان زود گردد خوار و پست * وين بتان بر دست ما خواهد شكست
باطل است و زايل آنچه مىكنند * از عبادتها بر اصنام نژند
گفت روزى مر على « ع » را يك جهود * دفن پيغمبر نكرديد از عهود
تا بدين خود نگرديد اختلاف * گفت ازو كرديم نى در او خلاف
بود در تفسير قولش گفتگو * نى كه در پيغمبرى و احكام او
مر شما را خشك ليك از بحر پا * ناشده گفتيد با موسى كه ما
از تو خواهيم اينكه رسم دين كنى * مر خدايان بهر ما تعيين كنى
هم چنان كه بتپرستان در نظر * بهر خود سازند إله از چوب و زر
گفت موسى من كنم آيا طلب * بهرتان معبودى الّا ذات رب
وانگهى كاو داد تفصيل از يقين * مر شما را بر تمام عالمين
ياد آريد آنكه برهانديم ما * مر شما را ز آل فرعون دغا
كه شما را مىچشانند از عذاب * رنج و سختى وين بود سوء العذاب
بهر قتل و نفس و افناء وجود * آن پسرهاتان بكشتند از جحود
وانزنان را زنده مىبگذاشتند * كه از ايشان چشم خدمت داشتند
وين بلائى بر شما بود آشكار * بس عظيم از جانب پروردگار
هم نجات از قومتان بد نعمتى * از پس رنج فراوان راحتى
وعده موسى قوم خود را داده بود * كاورد از حق كتابى با نمود
گشت چون فرعون مستغرق در آب * خواست موسى تا فرستد حق كتاب
وحى بر وى شد پس از رب الانام * تا كه گيرد روزه سى روز تمام
پس بطور آبا تو تا گويم سخن * بوى ناخوش آيدش ديد از دهن
كرد مسواك از پى سى روز و رفت * گفت صائم باش هم ده روز زفت
از تو بوى روزه آن مسواك برد * آنچه بود از مشك بهتر پاك برد
گفت زان داديم وعده بر كتاب * از پس سى شب بموسى در خطاب
بود آن ذى قعده از روى كلام * بر ده ديگر بذى حج شد تمام
پس شد آن ميقات او در اربعين * تامّ از پروردگار عقل و دين
گشت تورات اندر آن ده روز بعد * هم بموسى نازل از ميثاق و وعد
گفت موسى مر برادر را كه من * ميروم بر طور ز امر ذو المنن
تا در آن ميقات از پروردگار * بر من آيد آن كتاب نامدار
تو ز من در قوم من شو جانشين * امر ايشان بر صلاح آر اى امين
پيروى ناور به راه مفسدان * كان تو را بر عقل و دين دارد زيان
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 143 تا 147 ]
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ( 143 ) قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( 144 ) وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ ( 145 ) سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ ( 146 ) وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 147 )
و چون آمد موسى بوقت مقرر ما و سخن كرد با او پروردگارش گفت اى پروردگار من بنما مرا كه بنگرم بسوى تو گفت هرگز نخواهى ديد مرا و ليكن بنگر بكوه پس اگر قرار كرد در جايش پس زود باشد كه به بينى مرا پس چون تجلى كرد پروردگارش مر كوه را گردانيد آن را ريزه ريزه و در افتاد موسى