شد و حناجر جمع حنجور مانند حلقوم است هم بحسب وزن و هم بحسب معنى
كاظِمِينَ
حالكونى كه آن قلوب مملو باشند از غم . بنا برين كاظمين حال از قلوبست و جمع بيا و نون كه موضوع براى ذوى العقولست باعتبار اصحاب قلوب است كه آنها ذوات عقولند
ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ
نيست مر ستمكاران را در آن روز هيچ خويشى مشفق كه غم از دلهاى ايشان بردارند
وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ
و نه شفاعتكنندهاى كه اطاعت كرده شود يعنى شفاعت او بحيز قبول رسد
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ
ميداند خداى تعالى خيانت كردن چشمها را . بنا برين خائنه مانند عافيه مصدرست نه اسم فاعل و بعضى بمعنى اسم فاعل گرفتهاند يعنى ميداند خداى تعالى چشمهايى را كه خيانتكنندهاند و مراد آنست كه ميداند خداى تعالى نظر حرام را يا نظركنندهء حرام را . در معانى الاخبار آورده كه شخصى از حضرت صادق عليه السّلام از معنى خائنة الاعين پرسيد حضرت فرمود كه :
ا لم تر الى الرجل ينظر الى الشيء و كانه لا ينظر فذلك خائنة الاعين ؟
يعنى آيا نمىبينى شخصى را كه نظر كند به چيزى و گويا كه نظر به آن نميكند ؟ يعنى از ديدهبان نگاه مىكند و اينست خيانت چشمها . و در مجمع البيان گويد كه در خبرست كه هر گاه كسى نگاه بنامحرم كند نظر اول معاف است و نظر ثانى حرام و خائنة الاعين نظر ثانويست
وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
ميداند آن چيزى را كه پوشيده ميدارد سينهها يعنى علم شامل كامل او محيط بر جميع سراير و ضماير عالميانست
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ
و خداى تعالى حكم مىكند بعدل و راستى در جزاى بدكار و نيكوكار
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ
و آنانى كه ميخوانند و ميپرستند بجز از خداى تعالى
لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ
حكم نميكنند به چيزى يا بواسطهء جماديت آنها و يا به جهت مملوك و مخلوق بودن آنها
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
اوست شنوا بگفتار بندگان ، بينا بكردار ايشان .