تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها
اگر اراده كند پيغمبر و خواهش اين داشته باشد كه نكاح كند او را . اين شرطيست مر هبه را زيرا كه محض هبه موجب احلال نيست بلكه رضاى پيغمبر نيز دخيل است و اين اراده جارى مجراى قبولست
خالِصَةً لَكَ
بتقدير خلص احلالها لك بالهبة خالصة يعنى خالص شده اين احلال زن مؤمنه بطريق هبه و نكاح بدون صداق براى تو اى محمد خالص شدنى
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
در حالتى كه متجاوز است از مؤمنان بسوى تو و جارى نيست در ايشان . بنا بر اين
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
حال مؤكده است از ضمير خالصة و تأكيديست بعد از تأكيدى و اين نص است بر اين كه صحت نكاح بصيغهء هبه كه در آن مهرى مأخوذ نباشد از خصايص پيغمبر است صلوات اللَّه عليه و آله . زراره گويد كه حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام را سؤال ازين آيت كردم حضرت فرمود « لا يحل الهبة الا لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و اما غيره فلا يصلح نكاح الا به مهر . و عن الحلبى قال سألت ابا عبد اللَّه عليه السّلام عن امرأة تهب نفسها للرجل ينكحها به غير مهر ؟ فقال انما كان هذا للنبى صلى اللَّه عليه و آله فاما لغيره فلا يصلح هذا حتى يعوضها شيئا يقدم اليها قبل ان يدخل بها قل او كثر و لو ثوب او درهم » و به اين مضمون احاديث متكثر الورود است و حامل اكثر آن كتاب مستطاب كافيست رفع اللَّه درجهء مؤلفه فى اعلى عليين . قول حق تعالى
خالِصَةً لَكَ
التفات از غيبت بخطابست جهت تنبيه بر آن كه مرتبه نبوت مستدعى حضور و خطابست . اگر چه اين آيت دال بر اينست كه نكاح بصيغهء هبه از خصايص پيغمبر است صلوات اللَّه عليه و آله ليكن خلافست در اينكه اين هبه واقع شده يا نه ؟ روايات اهل بيت عليهم السلام ناطق بر وقوعست و روايت على بن ابراهيم در سبب نزول اين آيه نيز صريح بر اينست و در كتاب خصال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه خوله بنت حكيم سلمى نفس خود را بر پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله بدون صداقى هبه كرد و در مجمع البيان مىگويد كه از حضرت سيد العابدين عليه السّلام مرويست كه آن واهبه زنى بود از بنى اسد كه او را ام شريك بنت جابر ميگفتند و ميتواند كه اين هبه از هر
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 647 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي