تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
بوده و افضل و اطيب كنيزان آنست كه خود آن را بطريق غنيمت اسير كرده باشند زيرا كه كنيزى كه ببيع و شرى بملكيت درآيد ابتداى امر او معلوم نيست كه از دار الحرب اسير كرده‌اند يا نه و افضل و احب اقرباء كسى آنانند كه با آن كس مهاجرت اختيار كرده باشند از روى دوستى نه از روى نفاق و چون بر پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله بجا آوردن فرد افضل و اكمل لازمست پس ميتواند كه عدم تزويج ام هانى را اينمعنى سبب واقع شده باشد . على بن ابراهيم آورده كه زنى از قبيلهء انصار خود را زيب و زينت كرده به حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد و گفت يا رسول اللَّه اگر تو را حاجتى و ميلى بسوى من باشد من خود را به تو بخشيدم بدون آنكه در عوض مهرى از تو طلب كنم . در اينوقت عايشه غضبناك گرديده با آن انصاريه گفت « قبحك اللَّه ما انهمك للرجال » يعنى چه چيز تو را اينقدرها حريص كرده بمردان . حضرت فرمود : مه با عايشه يعنى مگو اين سخن را زيرا كه او رغبت برسول خدا كرده وقتى كه شما خود را ازو دور ميگردانيد پس با آن زن انصارى گفت رحمت كناد خداى تعالى تو را و رحمت كناد شما را اى انصار كه نصرت ميكنند مرا مردان شما و رغبت مينمايند به من زنان شما . بعد از آن به آن انصاريه گفت برو رحمت كناد خداى تعالى تو را كه من درين باب انتظار وحى الهى ميكشم كه هر چه بفرمايند چنان كنم . پس حق سبحانه و تعالى اين آيه را نازل گردانيد كه :
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً
اى انا احللنا لك امرأة مؤمنة تا آنكه معطوف بر ما سبق باشد يعنى بدرستى كه ما حلال كرديم بر تو زنى را كه تصديق بربوبيت خداى تعالى كرده باشد
إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
در حالتى كه ببخشد آن زن مؤمنه نفس خود را به پيغمبر يعنى راضى بنكاح پيغمبر شود بدون مهرى . عدول از خطاب
إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ
بلفظ للنبى غايب براى آنست كه تا تنبيه باشد بر اينكه استحقاق اين احلال را علت نبوتست