تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
و بقرينهء يمده ، مداد محذوفست يعنى اگر درياى محيط به آن وسعت سياهى بودى كه سياهى دادى آن را
مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
از پس فناى آب مركب شدهء آن هفت درياهاى ديگر كه مانند آن درياى محيط باشند و بدان قلمها و بدان مدادها كتابت كردندى
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
بپايان نيامدى علوم الهى . بنا بر اين مراد از كلمات اللَّه علوم خداى تعالى است و بعضى حمل كلمات اللَّه بر عجايب صنايع الهى كرده‌اند ليكن سبب نزول مؤيد معنى اولست زيرا كه منقولست كه جمعى از يهود به خدمت حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و آله آمده گفتند كه آيت «
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
» با آيت «
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
» اى علما كثيرا چه نوع توافق دارد ؟ و در جواب ايشان اين آيت نازل گرديد به اين معنى كه كثرت در «
فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
» نسبت بعباد است اما نسبت بخداى تعالى و بعلوم او در غايت قلتست زيرا كه علوم الهى غير متناهى است و بمرتبه‌ايست كه حد وعد آن ميسر نيست . در جوامع الجامع گفته كه « و قرء الصادق عليه السّلام : و البحر مداده » يعنى اگر بودى مداد بحر محيط بعد از فناى مداد آن هفت درياى مثل آن
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
، و از حضرت امام على نقى عليه السّلام مرويست كه « نحن الكلمات التي لا تدرك فضائلنا و لا تستقصى » بعضى گفته‌اند كه ذكر عدد سبعه براى انحصار نيست بلكه اشارت بر عدديست كه آن محتاج اليه همه و معلوم ممكناتست زيرا كه محتاج اليه همه زمان و مكان است و زمان منحصر است در سبعة ايام و مكان در اقاليم سبعه . اللَّه تعالى اعلم بحقايق كلماته
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
بدرستى كه خداى تعالى غالب است و هيچ چيز او را عاجز نتواند كرد
حَكِيمٌ
داناست بمصلحت عالم و هيچ امرى از علم او بيرون نيست
ما خَلْقُكُمْ
و نيست آفريدن شما اى اهل مكه
وَ لا بَعْثُكُمْ
و نه برانگيختن همه شما بعد از مرگ
إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
مگر مانند آفريدن و برانگيختن يك تن زيرا كه در ايجاد كل همين ارادهء حتميه با قدرت ذاتيه كافى است و بكلمهء كن همه را از كتم عدم بصحراى وجود مىآرد و در بعث اموات نيز صور اسرافيل بسنده است خواه يكى باشد و خواه هزار