قائم بقدرت كاملهء خداى تعالى ، و قدرت كاملهء خداى تعالى حامل همه چيزها است .
و بعد از بيان قدرت ، بيان علم مىكند كه :
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ
و اگر آشكارا و بلند كنى سخن را حق تعالى مستغنى است از جهر تو
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ
پس بدرستى كه خداى تعالى مىداند پوشيده را
وَ أَخْفى
و آنچه پوشيدهتر است ، پس احتياج بجهر قول نيست .
از حضرت صادقين عليهما السلام مروى است كه « سر » آن چيزى است كه در نفس خود پنهان مىكنند ، و « اخفى » آن چيزى كه در خاطر مىگذرانند و آن را فراموش مىكنند .
اللَّهُ
ذات مستجمع جميع صفات كامله
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ موجودى مستحق عبادت مگر آن ذات كامل الصفات
لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
مرور است نامهاى نيكو . و
عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله : « للَّه سبحانه تسعة و تسعون اسما من احصاها دخل الجنة »
يعنى مر خداى تعالى را نود و نه نام است كه هر كه احصاء آن كند و بشمارد داخل بهشت گردد .
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 9 تا 13 ]
وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى ( 9 ) إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً ( 10 ) فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى ( 11 ) إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ( 12 ) وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى ( 13 )
وَ هَلْ أَتاكَ
و قد اتيك ، يعنى بتحقيق آمده و رسيده است به تو
حَدِيثُ مُوسى
خبر موسى ، و آن خبر اين است كه :
إِذْ رَأى ناراً
چون بديد موسى آتشى را كه آن از نظر موسى آتش بود و در نزد خداى تعالى نور ، مروى است كه موسى وقتى كه با اهل و عيال خود از پيش شعيب برآمد و قصد وطن و ديدن ما در خود داشت ، در شب تاريكى در صحرايى رسيدند