امْكُثُوا
گفت موسى مر كسان خود را كه درنگ كنيد ساعتى در همين جا
إِنِّي آنَسْتُ ناراً
بدرستى كه من ديدم آتشى را
لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ
شايد كه من بياورم براى شما از آن آتش خبرى يعنى از كسى كه در كنار آن آتش مىباشد خبر راه را براى شما تحقيق كنم
أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ
يا بياورم پارهاى از آن آتش
لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
تا آنكه شما گرم شويد
فَلَمَّا أَتاها
پس چون موسى آمد بدان آتش
نُودِيَ
ندا كرده شد موسى
مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ
از كنار وادى كه واقع بود از جانب راست موسى و ان شاطى
فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ
در موضع بايمن و بركت بود ، در تهذيب الاحكام از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه شاطئ الواد الامين فراتست و بقعهء مباركه كربلا
مِنَ الشَّجَرَةِ
بدل اشتمالست از شاطئ الواد الايمن و معنى ندا كرده شد از كنار رود اينست كه ندا كرده شد از ميان درختى كه كنار وادى ايمن مشتمل بر آنست و آن درخت در آن سرزمين روئيده بود
أَنْ يا مُوسى
به اين مضمون ندا كردند كه اى موسى
إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
بدرستى كه منم خدايى كه پروردگار عالميان است و چون موسى
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
از شجره شنيد يقين شد كه شجره محل تجليست و
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
سخن حق تعالى است پس اگر شجرهء انسان كامل نيز مظهر تجلى شود عجب نيست چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه آن حضرت ميفرموده كه در وقت تلاوت « اياك نعبد » تا آن را از قائلش نشنيدم ترك تكرار آن ننمودم ما احسن ما قيل :
روا باشد انا اللَّه از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 31 تا 32 ]
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ( 31 ) اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ ( 32 )