تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
سالست چنانچه از احاديث سابق معلوم شد و در كتاب كمال الدين و تمام النعمه گفته « روى انه قضى اتمهما لان الانبياء عليه السّلام لا يأخذون الا بالفضل و التمام » يعنى مرويست اينكه بجا آورد موسى تمامتر آن مدترا كه ده سال است زيرا انبيا عليهم السلام فرا نميگيرند مگر زياده و كامل را و در ميان هشت و ده زياده و تمام دهست . على بن ابراهيم روايت كرده كه چون مدت ده سال گذشت موسى بعرض شعيب رسانيد كه مرا بايد بمصر بملازمت اهل بيت خود رفت . شعيب گفت آن قدر صبر كن كه گوسفندان من نتاج دهند در ميان آنها هر كدام كه ابلق باشد مال تو است آنها را بردار و پيش اهل بيت خود برو كه دست خالى نباشى . پس موسى عصائى كه داشت پوست بعضى جاى آن را كند و بعضى را به حال خود گذاشت و ان عصا را در جاى گوسفندان محل داد از قضا در اين سال هر چه گوسفندان زائيدند همه ابلق برآمدند و چون خواست موسى كه از شهر مدين بيرون رود عصائى از شعيب طلبيد و عصاى انبياء همه در خانه شعيب بود كه بوراثت به او رسيده بود پس شعيب بموسى گفت در فلان خانه كه عصاها همه در آنجا مضبوطست و آن را بيت العصا گويند برو و عصائى كه خواهى بردار موسى در آنجا درآمده دست دراز كرد كه عصائى بردارد عصاى نوح و ابراهيم عليه السّلام بدست موسى درآمد چون موسى نزد شعيب آمد گفت اين عصا را بگذار و عصاى ديگر بردار موسى بفرموده شعيب آمد عصا را در آن خانه گذاشت و خواست ديگرى بردارد . باز همان عصا بدست موسى آمد تا آنكه سه مرتبه چنين واقع شد و در مرتبهء سوم شعيب گفت « اذهب و قد خصك اللَّه عز و جل بها » پس موسى با عصا و اغنام و عيال خود رو به راه نهاد و در ميان راه در وقت شب بصحرايى كه هواى آن بغايت برودت بود رسيدند و در نظر موسى از دور آتشى درآمد چنانچه حق سبحانه و تعالى خبر ميدهد كه
وَ سارَ بِأَهْلِهِ
و به برد عيال و ساير اهل بيت خود را در ميان راه
آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً
بديد از طرف كوه آتشى را
قالَ لِأَهْلِهِ