در آتش دوزخ يعنى ايشان را سرنگون در آتش دوزخ اندازند . و
عن على عليه السّلام « الحسنة حبنا اهل البيت و السيئة بغضنا »
و مؤيد اينست آنچه جابر از حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت بمرتضى على عليه السّلام گفتند يا على اگر امت من روزه دارند تا كه از غايت لاغرى چون زه كمان شوند و نماز گزارند تا كه از كثرت نماز پشت ايشان چون كمان خم گردد و مع هذا تو را دشمن دارند حق تعالى ايشان را بر روى در آتش دوزخ اندازد و گفته شود مر ايشان را
هَلْ تُجْزَوْنَ
آيا جزا داده ميشويد ؟ استفهام بطريق انكار است يعنى جزا داده نميشويد
إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
مگر به آنچه بوديد كه در دنيا ميكرديد . و بعد ازين حق تعالى به جهت قطع طمع كفار از اينكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ميل بكيش ايشان كند ميفرمايد كه بگو اى محمد :
إِنَّما أُمِرْتُ
جز اين نيست مأمور شدهام من
أَنْ أَعْبُدَ
به اينكه عبادت كنم
رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ
خداوند و پروردگار اين شهر را كه شهر مكهء معظمه است
الَّذِي
آن پروردگارى كه
حَرَّمَها
گردانيده آن بلده را حرم خود كه ايمناند در آن حيوانات آن از صيد كردن و اشجار آن از قطع و مردم از اجراى حكم قصاص در آنجا
وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ
و مر او راست همه چيزها يعنى همهء عالم مخلوق و مملوك و محكوم آن پروردگاراند
وَ أُمِرْتُ
و مأمور شدهام
أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
به اينكه باشم از جمله فرمانبرداران يا ثابت در اسلام و خالص در توحيد
وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ
و به اينكه تلاوت كنم قرآن را بر شما و دعوت كنم شما را بحلال و حرامى كه در قرآن مثبت است و يا آنكه مأمور شدهام كه هميشه تلاوت قرآن كنم تا آنكه حقايق قرآن بر من منكشف گردد
فَمَنِ اهْتَدى
پس هر كه هدايت يابد بقبول كردن اوامر من
فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ
پس جز اين نيست كه هدايت يافته براى نفس خود و منافع آن راجع بنفس خودش مىشود
وَ مَنْ ضَلَّ
و هر كه گمراه شود به جهت مخالفت اقوال من
فَقُلْ
پس بگو تو اى محمد