داد بخلاف اماته كه آن چون باعث خلاص از محن دنيوى و آفات كونى است كه آن از اعظم نعماست لهذا آن را بخداى تعالى نسبت داده فرمود :
وَ الَّذِي
و آن پروردگارى كه
يُمِيتُنِي
ميميراند مرا در دنيا
ثُمَّ يُحْيِينِ
پس زنده مىكند در آخرت و ميتوان گفت كه نسبت مرض به خود بواسطهء آنست كه اغلب اوقات علت مرض آدمى خودست بسبب افراط و تفريط او در مطاعم و مشارب
وَ الَّذِي
و آن پروردگار عالميانى كه
أَطْمَعُ
طمع دارم
أَنْ يَغْفِرَ لِي
اينكه بيامرزد براى من يعنى بشفاعت من
خَطِيئَتِي
گناه مرا
يَوْمَ الدِّينِ
در روز جزا يعنى گناه آنان را كه من شفاعت آنها خواهم كرد و اضافهء خطيئة به خود اضافه بادنى ملابست است اى خطيئة من يشفعنى فيه و ميتواند كه مراد از خطيئه خلاف اولى باشد زيرا كه گفتهاند « حسنات الأبرار سيئات المقربين » و محتملست كه اسناد خطيئه به خود به جهت كسر نفس و انقطاع تام باشد بجناب اقدس الهى و تعليم امت باشد از اجتناب معاصى و طلب كردن مغفرت از زلات . و بعضى گفتهاند كه مراد از خطيئة كلمات ثلاثست كه از حضرت ابراهيم سر زد : يكى آنكه فرمود
« إِنِّي سَقِيمٌ »
و دوم آنكه فرمود «
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ
» سوم آنكه فرمود « و هى اختى » پوشيده نماند كه اين كلمات معاريض و كناياتند چنانچه در موضع خود معلوم مىشود پس اطلاق خطيئة برين كلمات صحيح نيست . و فخر الدين رازى گفته كه : طمع بمعنى رجا و اميدست و ابراهيم عليه السّلام در باب غفران گناه خود جازمست نه اميدوار . بعد ازين گفته كه اين كلام بنا بر مذهب ما مستقيم است زيرا كه مذهب ما اينست كه ممكنست كه خداى تعالى انبيا را حاشا بجهنم برد و اشقيا را ببهشت ، و در هيچ باب اعتراضى بر خداى تعالى نيست نعوذ باللّه من هذا المذهب السخيف و الرأى الضعيف و چون دانستى كه مراد از اين آيت طلب مغفرت از امت است بنا برين لفظهء طمع بمعنى رجا معقولست و ميتواند كه طمع بمعنى يقين باشد چنانچه از حسن بصرى منقولست .