[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 63 تا 68 ]
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ( 63 ) وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ ( 64 ) وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ( 65 ) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ( 66 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 67 )
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 68 )
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى
پس وحى كرديم بسوى موسى
أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ
اينكه بزن بعصاى خود دريا را يعنى رود نيل را و موسى حسب الحكم بر لب رود نيل آمد و عصاى خود بر آن زد
فَانْفَلَقَ
پس در هم شكافته شد رود نيل
فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ
پس بود هر پاره از رود نيل
كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
مانند كوه بزرگى . قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه در رود نيل از زدن عصاى موسى دوازده پاره بهم رسيد كه تا دوازده سبط بنى اسرائيل هر كدام براهى روند چنانچه در سورهء طه تصريح برين كرده گفته :
فانه جعل لكل سبط منهم طريقا . بنا برين بايد كه از دوازده پاره رود نيل دوازده راه بهمرسد . و بر ذكى پوشيده نيست كه وقتى دوازده راه بهمرسد كه رود نيل سيزده پاره شود نه دوازده و محتملست كه دو طرف كه متصل بدرياست آن را فرق اعتبار نكرده باشد زيرا كه فرق آنست كه از دو طرف متميز باشد پس آنچه در ميان آن طرف است آن را دوازده فرق اعتبار كرده ليكن در اين صورت سيزده راه بهم - برسد نه دوازده راه و بيضاوى متصدى بيان فايدهء راه سيزدهم نشده و ممكنست كه فايدهء آن گذشتن جمعى باشند از غير بنى اسرائيل كه ايمان بموسى آورده باشند . فكر جمعى از محدثين به اين سخنان مبادرت كرده و حق اينست كه از زدن موسى عليه السّلام عصاى خود را در بحر نيل دوازده ساباط كه سر آنها گنبذى باشد و ميان خالى بهم رسيده بود كه آن گنبذها مرتفع از صحن آب دريا بودند مانند دوازده كوه و از هر ساباطى سبطى از بنى اسرائيل گذشتند و درين صورت هيچ دغدغه لازم نميآيد .