مِنْهُمْ
پس روى ميگرداند از قبول حكم پيغمبر گروهى از ايشان
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ
پس از اقرار بايمان
وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
و نيستند آن گروه از اهل ايمان .
وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
و چون خوانده شوند بسوى كتاب خداى تعالى و رسول او
لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
تا حكم كند رسول خداى ميان ايشان براستى
إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ
ناگاه گروهى از ايشان اعراض كنندگانند از حكم رسول خدا . و چون حكم حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله همان حكم خداى تعالى است لهذا بعد از «
إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
» فرمود :
ليحكم اى ليحكم النبى بينهم . على ابن ابراهيم بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه اين آيه در شان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و امير . . . عثمان بن عفان نازل شده و وجه نزول اينست كه منازعه در ميان اين دو امير در باب حديقهاى كه عثمان از حضرت امير عليه السّلام خريده بود واقع شد حضرت امير عليه السّلام فرمود كه ما راضى به حكم رسول خدائيم به خدمت آن حضرت ميرويم هر چه حكم كند بر آن عمل ميكنيم . در اين اثنا عبد الرحمن بن عوف بعثمان گفت كه راضى بمحاكمهء پيغمبر مشو كه او حكم از براى پسر عم خود خواهد كرد بلكه راضى بمحاكمهء ابن شيبهء يهودى بشو پس عثمان به حضرت امير عليه السّلام گفت كه من بمحاكمهء ابن شيبه راضىام و چون اين سخن بابن شيبه رسيد بعثمان گفت كه شما ايمان مىآوريد به پيغمبر خود و وحى سماوى و مع هذا متهم ميسازيد او را در احكام ! بنا بر اين اين آيه نازل گرديد و در مجمع البيان نقل از ابو القاسم بلخى كه از جمله مفسرين عامه است كرده كه ميان على عليه السّلام و عثمان نزاع شد در زمينى كه عثمان از حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام خريده بود و چون در آن زمين سنگ بسيار برآمد با آنكه او دانسته بود آن را رد آن زمين كرد بسبب اين عيب ، حضرت امير عليه السّلام فرمود . كه حاكم ميان من و تو پيغمبر خداست . حكم بن العاص بعثمان گفت . كه راضى بمحاكمهء پيغمبر مشو كه او حكم براى پسر عم خود مىكند و بعد از اين نقل گفته كه : و هو المروى عن ابى جعفر عليه السّلام