مرتضى رضى اللَّه عنه است در اواخر كتاب غرر الفوائد و درر القلايد و ميتواند كه من در « من برد » براى تبعيض باشد به اين معنى كه نازل مىكند خداى تعالى از قطعههاى عظيمه مانند جبال كه در ابر است بعض تگرگرا چه معلومست كه همهء آن را نازل نمىكند و غير ازين در كتب تفسير توجيهات مذكور است كه ايراد آنها باعث تطويلست ، و در كتب حكمت طبيعى مذكور است كه بخار كه اجزاء مائيه و هوائيهء رقيقه است كه از غايت صغر بحس بصر درنمىآيد چون بطبقهء باردهء زمهريريهء هوا برسد كه در آن طبقه شعاع شمس نميرسد اگر آن اجزاء را برودت غير قوى دريابد به همان برودت متكاثف و مجتمع گردد و ثقلى كه از تكاثف يافت مىشود آن را متقاطر سازد پس آن اجزاء متكاثفهء مجتمعه را سحاب گويند و متقاطر را باران و اگر به آن اجزاء برودت شديده برسد يا آن برودت شديده قبل از اجتماع ميرسد يا بعد از اجتماع اگر قبل از اجتماع ميرسد آن برفست و اگر بعد از اجتماع ميرسد آن تگرگ خواهد بود و بعضى مفسرين گفتهاند كه مراد از سما در اين آيه آسمانست نه سحاب و ميتواند كه در آسمان كوهها از تگرگ باشد كه بارادهء حكيم دانا بعضى از آن بسطح زمين نازل گردد و دليلى عقلى بر منع اين قايم نيست و از حديث طولانى كه در كتاب توحيد از حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله در عظمت و بزرگى خداى تعالى روايت كرده مستفاد مىشود كه در بالاى هفت آسمان جبالى عظيمه از تگرگ هست زيرا كه در آن حديث مذكور است كه هفت طبقات زمين با آنچه در آنست و بر آنست نزد آسمان دنيا مانند حلقهايست كه در بيابان وسيع افتاده باشد و همچنين هر آسمانى نظر بما فوق آن حال همان حلقهء افتاده در بيابان وسيع دارد و بعد از اين فرموده كه حال هفت آسمان نظر بجبال تگرگ حال حلقهايست در بيابان بىسر و بن پس اين آيه را خواندند كه
وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ
و پوشيده نيست كه اگر جبال تگرگ با اين حال در تحت افلاك سبعه باشند لازم مىآيد . كه محيط كوچكتر از محاط باشد و اينمعنى محال و از حيطهء امكان بيرون