بحسين بن عليهما السلام اقتدا ، چون آن حضرت راضى به عذاب قوم خود نگرديد ، من نيز او را مقتدا و پيشواى خود دانسته از سر عذاب قوم خود درگذشتم .
و در حديثى ديگر چنين است كه :
« لى اسوة بما يصنع بالانبياء عليهم السلام »
و على بن ابراهيم روايت كرده كه مراد از اسماعيل ، اسماعيل بن حزقيل است . و در مجمع البيان نيز اين روايت را آورده و گفته : « و قيل ان اسماعيل بن ابراهيم مات قبل ابيه و ان هذا هو اسماعيل بن حزقيل » و بعد از اين گفته : « رواه اصحابنا عن ابى عبد اللَّه عليه السلام »
إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ
بدرستى كه او بود راستوعده و تخلف از وعدهء خود نكردى ، على بن ابراهيم روايت كرده كه : اسماعيل بن حزقيل از اين جهت صادق - الوعد بود كه او با شخصى وعده كرد و تا يك سال انتظار آن شخص بكشيد . و صاحب مجمع البيان بعد از آنى كه گفته كه : مراد از اسماعيل ، اسماعيل بن ابراهيم نيست ، مضمون همين روايت را دربارهء آن حضرت از ابن عباس نقل كرده و گفته كه : « قال ابن عباس انه واعد رجلا ان ينتظره فى مكان و نسى الرجل فانتظره سنة حتى اتاه الرجل » يعنى شخصى با آن حضرت وعده كرد كه در مكانى معين انتظار او بكشد و آن شخص را فراموش شد ، پس حضرت اسماعيل تا يك سال متوالى در آن مكان توقف نمود و اختيار حركت نكرد كه مبادا آن شخص در اينجا بيايد و مرا نيابد و اين معنى را حمل بخلف وعده كند ، و در آنجا ماند تا آنكه آن شخص آمد . و در اصول كافى نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه :
« انما سمى اسماعيل صادق الوعد لانه وعد رجلا فى مكان فانتظره سنة فسماه اللَّه عز و جل : صادق الوعد ، ثم ان الرجل اتاه بعد ذلك فقال له اسماعيل :
ما زلت منتظرا لك »
وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
و بود او فرستادهء خداى تعالى به حق و خبر دهنده بخلق ، اگر مراد از اسماعيل ، اسماعيل بن ابراهيم عليهما السلام باشد ، گفتهاند كه اين آيت دال است بر اينكه رسول لازم نيست كه صاحب شريعت باشد زيرا كه اولاد ابراهيم همه تابع شريعت او بودند و شريعتى مجدد نداشتند .
وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ
و بود او كه امر مىكرد خويشان خود را و يا امت خود را ، زيرا