در وقت بلوغ و در وقت كمال عقل و يا قبل از آن
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ
و از شما كسى باشد كه رد كرده شود بسوى زبونترين زندگانى كه آن سن پيرى و خرافت است
لِكَيْلا يَعْلَمَ
تا آنكه نداند در اين سن خرافت
مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ
از پس دانستن
شَيْئاً
چيزى را يعنى رد بعضى بارذل عمر بواسطهء آن است كه تا عود كنند بهيئت طفليت و فراموش كنند آن چه را كه دانستهاند و انكار آن نمايند ، و اين كلام بطريق مبالغه است زيرا كه پير مانند طفل بعضى چيزها را ميداند . تمام تفسير « ارذل العمر » در سورهء مباركهء نحل « 1 » مذكور شد
وَ تَرَى الْأَرْضَ
و مىبينى تو اى سامع زمين را
هامِدَةً
حالكونى كه خشك و بىگياه باشد ، و فى النهاية : ارض هامدة اى لا نبات فيها .
فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ
پس چون فرو فرستيم بر آن زمين آب باران را جنبش كند آن زمين بگياه مانند كسى كه از روى نشاط به حركت آيد
وَ رَبَتْ
و بلند شود زمين در وقت برآمدن گياه
وَ أَنْبَتَتْ
و بروياند زمين و اين بطريق مجاز است يعنى بروياند خداى تعالى بوساطت زمين
مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
اى : من كل صنف بهيج . كلمهء « من » زائد است يعنى بروياند هر صنف تر و تازهء گياه را .
ذلِكَ
آنچه مذكور شد از خلق انسان در اطوار مختلفه و احياء زمين بعد از خشك شدن آن
بِأَنَّ اللَّهَ
بسبب آن است كه خداى مستجمع جميع صفات كمال و مبرا از نقص و زوال
هُوَ الْحَقُّ
او است متحقق و ثابت بذات خود و همه چيزها به او ثابت و قائماند
وَ أَنَّهُ
و به جهت آن است كه خداى تعالى
يُحْيِ الْمَوْتى
زنده مى گرداند مردگان را ، آنچه قبل از آيهء
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً
گذشت دليل است از خلق حيوانات بر صحت احياء موتى و آنچه در ضمن
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً
گفته سد حجت است از خلق نباتات بر صحت احياء موتى
وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
و براى اينكه خداى تعالى به همه چيزها از احياء و اماته توانا است .
هامش
( 1 ) - س 16 ؛ ى 70