تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
آن بيمين دلالت دارد بر اينكه اصحاب شمال بواسطهء خجالت و حيرت قدرت بر قرائت كتاب اعمال خود ندارند از اين جهت است كه حق تعالى ذكر ايتاء كتاب اهل شمال ننمود . و مؤيد اين معنى است آنچه بعد ازين ميفرمايد كه
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى
و هر كه باشد درين دنيا نابينا و ديدهء بصيرتش نظر بدلايل توحيد و نبوت نبى و ولايت وصى او نكند
فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
پس او در آخرت نابينا و راه نجات و بهشت را نيابد و نتواند كه نامهء اعمال خود را بخواند
وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
و گمراه‌تر است از نابيناى دنيا زيرا كه در آخرت استعداد طاعت و عبادت مفقود است و آلات و اسباب آن معدوم بخلاف آنكه در دنيا ممكن است كه بسبب تهيؤ اسباب طاعت استعداد آن يافت شود و در كتاب توحيد از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير آيهء «
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ
» فرمودند كه « من لم يدله خلق - السماوات و الارض و اختلاف الليل و النهار و دوران الفلك و الشمس و القمر الآيات العجيبات على أن وراء ذلك أمرا أعظم منه فهو فى الآخرة أعمى و اضل سبيلا » يعنى كسى كه دليل نشود و راه ننمايد او را خلق آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز و دوران افلاك و حركت آفتاب و ماه و ساير آيات و علامات عجيبه بر اينكه وراء اين عالم بزرگترى از آن هست كه آن صانع و خالق آنست پس او مصداق آيهء «
فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
» خواهد بود و در كتاب خصال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه بدترين و سخت ترين كورى چشم پوشيدنست از ولايت و فضيلت ما و جا دادن عداوت و بغض ما در دلهاى خود بدون آنكه از ما گناهى ناشى شده باشد مگر آنكه ما مردم را دعوت به حق كنيم و غير ما ميخوانند آنها را بفتنه و فساد و بزخارف دنيا و مىاندازند آنها را بورطهء فساد و شهوات و نصب ميكنند در خاطرهاى ايشان برائت از ما و دشمنى ما را و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه «
مَنْ كانَ