خبر رسالت خود داد چنانچه حق تعالى فرموده كه :
وَ قالَ مُوسى يا فِرْعَوْنُ
و گفت موسى : اى فرعون يعنى اى پادشاه مصر
إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
بدرستى كه من فرستاده شدهام از نزد پروردگار عالميان بسوى تو و قوم تو .
حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ
أى انا حقيق بأن لا اقول ، كه كلمهء « على » بمعنى « با » باشد چنانچه قرائت عبد اللَّه بن ابى است يعنى من سزاوارم بر اينكه نگويم
عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ
بر خداى تعالى مگر سخن راست را پس من درين قول كه فرستادهء پروردگار عالميانم راستگويم نه دروغگو
قَدْ جِئْتُكُمْ
بتحقيق كه آمدهام بشما
بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
بمعجزهء ظاهره از جانب پروردگار شما كه آن گواه بر صحت رسالت منست
فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ
پس بفرست با من فرزندان يعقوب را كه تا رجوع نمايند به وطن اصلى آباء خود كه آن ارض مقدسه است .
و چون يعقوب على نبينا و آله و عليه السّلام با اولاد و احفاد بمصر آمد و همه آنجا قرار گرفتند و نسل ايشان بسيار شد و يعقوب و يوسف درگذشتند فرعون در زمان سلطنت خود دعوى «
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
» كرد و بنى اسرائيل قبول اين دعوى گزاف باطل نكردند لهذا ايشان را بذلّ عبوديت انداخت تا آنكه حضرت موسى مبعوث سده گفت : اى فرعون دست از بنى اسرائيل بدار و بگذار كه هر كدام بجاى خود بروند .
قالَ
گفت فرعون :
إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ
اگر آورده باشى تو در دعوى خود معجزه از نزد خدا
فَأْتِ بِها
پس بيار آن معجزه را و حاضر كن نزد من
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
اگر باشى تو از جملهء راستگويان درين دعوى . اگر چه
« فَأْتِ بِها »
جزائى است كه ميان دو جملهء شرطيه واقع شده اما بحسب معنى مؤخر از هر دو جملهء شرطيه است ، تقدير كلام چنين است كه « ان كنت جئت بآية ان كنت من الصادقين فأت