پيغمبر را لا بدّ است از اتيان معجزه تا آنكه بواسطهء اين معجزه امتياز يابد از غير خود و اگر معجزه نيارد قبول قول او أولى از قبول قول غير او نخواهد بود
فَظَلَمُوا بِها
پس فرعون و قوم او كافر شدند به آن معجزات و انكار آن كردند . تعبير كفر و شرك بظلم بواسطهء آنست كه حق سبحانه و تعالى در جاى ديگر فرموده كه « 1 » «
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
»
فَانْظُرْ
پس بنگر بديدهء بصيرت اى بيننده كه بعد از انكار حق
كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
چگونه بود آخر كار تباهكاران و منكران حق كه همه به بحر عذاب الهى غرق شدند .
مرويست كه فرعون از خوف حضرت موسى در اطراف شهر و قصر خود شهرها مشتمل بر نيستانها و آبگيرها بنا فرمود و حكم كرد كه شيرهاى درنده در ميان آن نيستان سردهند تا آنكه موسى را از آمدن پيش او مانع آيند و چون حق تعالى موسى را مبعوث بفرعون و قوم او گردانيد بنا بر حكم الهى موسى داخل شهرهايى شد كه فرعون در حوالى قصر خود بنا فرموده بود و در هر نيستان كه ميگذشت شيرها از خوف او دمهاى خود را حركت داده از او ميگريختند و درهاى هر مدينه بقدرت الهى براى دخول موسى واميشد و موسى با جامهء پشمينه و عصا نزديك قصر فرعون رسيد و اذن طلبيد كه ملاقات فرعون نمايد ، و آن شخص كه از فرعون اذن دخول مردم حاصل ميكرد ملتفت بقول موسى نشد تا آنكه موسى مدتى مديد و عهدى بعيد در آنجا ماند و بعد از انقضاء آن مدت باز از آن شخص اذن خواست او موسى را به چشم حقارت مشاهده كرده گفت كه :
مگر پروردگار عالميان را غير از تو كسى نبود كه لا علاج ترا بايست كه برسالت پيش فرعون بفرستد ؟ موسى ازين سخن غضبناك شده در اول را بعصا گشود و ساير أبواب خود به خود مفتوح ميشدند تا آنكه موسى نزديك بقصر فرعون كه ارتفاع آن هشتاد ذرع بود رسيد ( و در بعضى روايات چهل ذرع مذكور است ) و فرعون حكم كرد كه موسى را بقصر درآورند و موسى بفرمودهء فرعون داخل قصر گرديد و فرعون را
هامش
( 1 ) سورهء لقمان ، آيهء 13 .