و با وجود ذكر ملائكه عموما او را مخصوص بذكر نمود تا تنبيه بعظم شأن او باشد و در اصول كافى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه روح غير جبرئيل است و سند غيريت را همين آيه ساختهاند زيرا كه جبرئيل از جملهء ملائكه است و حقّ تعالى روح را درين آيه عطف كرده بر ملائكه و مقتضاى عطف غيريت است پس بايد كه روح غير جبرئيل باشد و نيز در كافى روايت كرده كه جبرئيل نازل بر انبيا است و روح نازل بر انبيا و اوصياء و هميشه با ايشانست و از ايشان جدايى نكند بنا برين معنى آيه چنين است كه نازل مىكند خداى تعالى ملائكه را با روح از ملكوت خود و از عالم قدس درين صورت كلمهء « من » در « من أمره » بمعنى خود است و لازم نيست كه بمعنى « با » گيرند
أَنْ أَنْذِرُوا
انذار بمعنى اعلام است و « أن أنذروا » بتقدير « بان انذروا » است يعنى نازل مىكند خداى تعالى ملائكه را با روح براى اينكه اعلام كنند خلايق را
أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
به اينكه شأن اينست كه نيست معبودى مستحق عبادت مگر من ، و بعضى « أن أنذروا » را بدل « روح » بمعنى وحى ميدانند به اين معنى كه حق تعالى ملائكه را نازل مىكند بوحى يعنى به اينكه اعلام كنند عالميان را به اينكه شأن اينست كه نيست معبود حقيقى مگر من
فَاتَّقُونِ
پس بترسيد از من و عبادت غير من مكنيد .
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آفريد آسمانها و زمين را
بِالْحَقِّ
بمقتضاى حكمت و مصلحت
تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
بزرگتر است از آنچه شريك ميگيرند براى وى از مخلوقات آسمان و زمين .
خَلَقَ الْإِنْسانَ
آفريد آدمى را
مِنْ نُطْفَةٍ
از آب منى كه در آن حسى و حركتى نيست
فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
پس آن گاه او جدل كنندهايست آشكارا .
وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ
و چهارپايان را يعنى شتر و گاو و گوسفند را آفريد براى انتفاع شما « و الانعام » منصوبست بفعل مقدر كه « خلقها » مفسر آنست و يا به « خلق »