بيمارى شك و نفاق
فَزادَتْهُمْ
پس زياده مىكند ايشان را آن سوره
رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ
شكى بر شك سابق ايشان و
فى تفسير العياشى عن ابى جعفر عليه السّلام السلام «
فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ
يقول شكا »
وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ
و مردند ايشان در حالتى كه ناگرويدگان بودند به خدا و برسول او
أَ وَ لا يَرَوْنَ
آيا نمىبينند منافقان
أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ
اينكه ايشان مبتلا شوند به اصناف بليات از مرض و قحط و مغلوبيت و على ابن ابراهيم گفته كه : « يفتنون اى يمرضون »
فِي كُلِّ عامٍ
در هر سالى
مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ
يك بار يا دو بار
ثُمَّ لا يَتُوبُونَ
پس با وجود اين بلاها توبه نميكنند و نادم نميشوند از كفر و نفاق
وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ
و نيستند ايشان كه پند پذير شوند و در آيات الهى تفكر نمايند .
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ
و چون نازل شود سورهاى از قرآن كه مكروه داشته باشند آن را
نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
نظر كنند پارهاى از ايشان بسوى پارهء ديگر يعنى به چشم يكديگر را اشارت كنند كه ازينمجلس فرار بايد كرد كه معايب و مثالب ما درين مذكور است و گويا كه با يكديگر ميگويند كه
هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ
آيا مىبيند شما را يكى از مسلمانان اگر ازينمجلس بيرون رويد ؟ يعنى كسى از اهل مجلس متوجه شما نيست بايد كه بيرون رويد
ثُمَّ انْصَرَفُوا
پس بيرون روند از مجلس پيغمبر به جهت خوف رسوايى كه آن سوره مشتمل بر آنست
صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
برگردانيد خداى تعالى دلهاى ايشان را از قبول ايمان بطريق خذلان و سلب توفيق به جهت فرط عناد و انكار ايشان . بنا برين «
صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
» اخباريست از حال ايشان و ميتواند كه اين كلام بمعنى نفرين و دعاء بد باشد يعنى حق تعالى دلهاى ايشان را از حق بگرداند و بطريق بهشت راه نمونى نكناد و على بن ابراهيم در اين تفسير اين آيه گفته كه برگردانيد خداى تعالى دلهاى ايشان را از حق و مايل گرداند بسوى باطل به جهت اختيار ايشان باطل را بر حق
بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
بسبب آن كه ايشان جمعىاند كه در نمىيابند حق را