كاتب الحروف ميگويد كه : ميسزد كه بله و صبيان برايشان و بر اقوال ايشان بخندند و بايشان بگويند كه : آنچه شما به آن اعتقاد داريد يا در واقع و نفس الامر خوب است يا بد اگر خوبست چرا نميتوانيد آن را بدون خوفى و جهتى به زبان آوريد و اگر فى الحقيقة بدست ( نعوذ باللّه ) چرا امر بد را در حق خداى تعالى اعتقاد كنيد ؟
معلوم باشد كه فخر رازى در تفسير كبير خود در بعضى جاها سخنان پهلودار كه دلالت بر قبح اعتقاد اهل سنت كند آورده كه يكى آنكه حوا از استخوان پهلوى چپ آدم خلق نشده و مخلوق شدن او از آن چنانچه معتقد اهل سنت است منافات با قدرت كاملهء الهى دارد و ديگرى آنچه الحال از اصحاب خود نقل كرده بنا برين شيخ الطائفة الناجيه بهاء الدين محمد عاملى عامله اللَّه بلطفه الخفى در رساله توضيح المقاصد آورده كه « كان فخر الدين الرازى يميل الى التشيع كما لا يخفى على من تصفح تفسيره » و اگر چه در تتبع و تفحص آن تصلب او در تسنن نيز معلوم مىشود .
وَ يُخْزِهِمْ
و تا رسوا سازند ايشان را بمغلوبيت
وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ
و نصرت دهد شما را برايشان
وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
و شفا بخشد سينههاى جمعى از مؤمنين را و آنها بنى خزاعهاند كه در مكهء معظمه از بنى بكر آزار يافته بودند .
وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ
و تا ببرد اندوه دلهاى ايشان را
وَ يَتُوبُ اللَّهُ
و قبول توبه كند خداى تعالى
عَلى مَنْ يَشاءُ
بر هر كه خواهد
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
و خداى تعالى داناست بر جميع اشياء
حَكِيمٌ
حكم كننده است بر وفق حكمت و مصلحت ابو الاغر يمنى گويد كه : در روز جنگ صفين عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب را ديدم غرق سلاح بود درين وقت شخصى شامى از لشكر معاويه كه او را غرار بن ادهم ميناميدند و او نيز مكمل بود عباس بن ربيعه را بمبارزت طلبيد و عباس بجنگ او شتافته او را مقتول گردانيد . أبو الاغر گويند كه : در اين اثنا شنيدم كه شخصى اين آيه را تلاوت ميكرد كه «
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ
» تا آخر پس چون خوب ملتفت شدم