تعالى سزاوارتر است
أَنْ تَخْشَوْهُ
اينكه بترسيد او را و عذاب و نكال او را
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر باشيد شما ايمان آرندگان و تصديق كنندگان به خدا و برسول خدا زيرا كه ايمان كامل اقتضاء خوف بجناب مقدس الهى مىكند و بس تعالى و تقدس .
قاتِلُوهُمْ
مقاتله كنيد و حرب نماييد با اين ناكثين
يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ
تا عذاب كند ايشان را خداى تعالى
بِأَيْدِيكُمْ
بدستهاى شما يعنى تا آنكه حق تعالى نصرت دهد دهد شما را و اقتدار و تمكين بخشد بر اينكه شما ايشان را بدست خود بكشيد يا اسير كنيد .
پوشيده نماند كه فخر رازى در تفسير كبير خود گفته كه : مراد از « عذاب » درين آيت قتل و اسراست بنا برين معنى آيه اينست كه جنگ كنيد با ايشان تا آنكه بكشد يا اسير كند ايشان را خداى تعالى بدستهاى شما ، پس ظاهر نص دلالت دارد بر اينكه افعال عباد مخلوق حق تعالى است نه مخلوق عباد .
و بعد ازين نقل نقض جبائى معتزلى برين دليل كرده كه اگر جايز باشد بگوئيم خداى تعالى كفار را ميكشد بدستهاى مؤمنين هر آينه جايز خواهد بود كه بگوئيم كه حق تعالى مؤمنين را نيز ميكشد بدستهاى كافران و همچنين جايز خواهد بود كه بگوئيم كه : خداى تعالى لعن انبياء و لعن مؤمنين مىكند به زبان كفار ، و چون نزد مجبره اطلاق اين امور بر خداى تعالى جايز نيست بيقين جايز نخواهد بود كه بگوئيم كه :
خداى تعالى كفار را ميكشد بدستهاى مؤمنين .
پس فخر رازى گفته كه : اصحاب ما ( يعنى مجبره ) در مقام جواب اين نقض چنين گفتهاند : آنچه شما بر ما لازم آوردهايد حق و صدق است و ما اعتقاد برين داريم اما به زبان ما اينها را نميتوانيم گفت ، چنانچه ما جزم داريم كه خداى تعالى خالق جميع اجسام است و مع هذا به زبان نمىگوئيم كه : « يا خالق الأبوال و العذرات و يا مكون الخنافس و الديدان » .