عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ ( 14 ) وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 15 )
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 16 )
بَراءَةٌ
خبر مبتداء محذوفست اى « هذه الآيات براءة » يعنى اين آيات كه مذكور خواهد شد بيزارى و رفع امانست كه رسيده است
مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
از خداى تعالى و از فرستادهء او
إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ
بسوى آنانى كه پيمان بستهايد با ايشان
مِنَ الْمُشْرِكِينَ
از شرك آرندگان و حاصل كلام از اخبار بيزارى خداى تعالى و رسول او از عهدى كه مسلمانان قبل ازين يا كفار بسته بودند اينست كه تا مسلمانان واجب دانند نقض آن عهد را هر چند قبل ازين آن عهد باذن خداى تعالى و باتفاق رسول او منعقد شده باشد اگر كسى گويد كه : رفع امان و نقض عهد چه نوع جايز است ؟
جواب آن به دو وجه مرويست : يكى آنكه عهدى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله با كفار بسته بود مقيد گردانيده بود بر اينكه اين عهد مستحكم است تا زمانى كه از جانب اللَّه نقض آن عهد بطريق وحى نازل نگردد ، و اين زمان حكم بنقض آن نازل شده . و ديگر آنكه چون اكثر مشركين نقض عهد خود كرده بودند يا قصد آن داشتند لهذا حق تعالى آيت برائت فرستاد اشارت بر آنكه خداى تعالى و رسول او بيزارند از عهدى كه با اهل شرك بسته بودند پس نقض آن عهد بكنيد زيرا كه اكثر ايشان نيز نقض آن عهد كردند يا ارادهء آن داشتند و امان دهيد و بگذاريد ايشان را تا چهار ماه كه هر جا كه خواهند بروند و بعد از آن بكشيد ايشان را چنانچه ميفرمايد كه :
فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ
پس سير كنيد اى مشركان در زمين يعنى بيائيد و برويد ايمن از تعرض مسلمانان
أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ
چهار ماه كه آن روز عيد قربانست تا انقضاء