شكست خوردند و اصحاب آن حضرت جمعى بر سر آن حضرت ايستاده بودند از جهت حفظ و حراست آن حضرت از جهت آنكه جاى حضرت خالى نباشد كه مبادا كفار ميل بآنطرف كنند و جمعى در عقب كفار رفتند و ميكشتند و اسير مىآوردند و جمعى اموالى را كه كفار گذاشته بودند جمع ميكردند و چون غنائم جمع شد جمعى كه با آن حضرت بودند و جنگ نكرده بودند ميترسيدند كه مبادا از غنيمت چيزى بايشان نرسد بر سر غنيمت نزاع كردند تا آنكه از حضرت پرسيدند كه : مركز است اين غنائم ؟ اين آيه آمد كه :
قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ
يعنى بگو كه غنيمت بدر مال خدا و رسول خداست و مختص است بايشان و اختيار با رسول است ليكن حضرت آن غنيمت را در ميان اصحاب بطريق تفضل قسمت كردند ، و از اينجا معلوم شد كه غنيمت بدر داخل انفال بوده و حكم ساير غنايم در آيهء خمس كه بعد ازين مىآيد معلوم مىشود به اين طريق كه خمس را از غنايم بردارند و ما بقى را در ميان لشكر حصه كنند پس بنا بر اين ، آيهء خمس كه «
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ
» تا آخر است ناسخ اين آيه نخواهد بود ، زيرا كه حكم انفال كه از جملهء آن غنيمت بدر است غير حكم ساير غنائم است . و در احاديث متعدده از اهل بيت عليهم السلام وارد شده كه از جملهء انفال هر زمينى است كه اهل آن ترك آن كرده باشند و هر زمينى است كه لشكر اسلام بواسطهء گرفتن آن در آنجا نرفته باشند و اهل آن بدون جنگ به امام داده باشند مانند بحرين و همچنين سرهاى كوهها هر چند كه در تصرف ديگران باشد و درون رودخانهها و درهها و نيستانها و هر زمينى كه آباد نشده باشد و صاحبى نباشد آن را و اموال مخصوصهء ملوك اهل كفر ، و مراد از آن هر چيزيست كه در تصرف ايشان باشد نه از راه غصب از مسلمانان يا از اهل عهد چه اموال مغصوبه برگشته مىشود بسوى اهلش ، و همچنين از انفال است اموال كسى كه وارثى نباشد او را لهذا گفتهاند كه : امام وارث من لا وارث له است پوشيده نماند كه انفال جمع « نفل » بفتحتين است بمعنى زايد يعنى زيادتيها بر غنائم كه پيغمبر و اوصياء او