بر سبيل انكار كه : خداى تعالى ازين انعام اربعه نر را حرام كرده يا مادهء اينها را يا بچهء اينها را ؟ شما كه اقرار به پيغمبرى نداريد و اعتراف بشريعتى نكردهايد از كجا حرمت ذكور يا اناث يا اولاد اين انعام را فهميدهايد ، و بشما كدام كس گفته ؟
نه كسى بشما گفته و نه خود از خدا شنيدهايد و جمعى كثير از اهل تفسير اين آيه را بطريق استدلال حمل كردهاند به اين طرز كه بگو اى محمد از روى حجت و برهان مر كفار را كه : تحريم بعضى ازين انعام را از قبل ذكور تست يا از انوثت يا بواسطهء اشتمال رجم بر جنين ؟ اگر تحريم بسبب اول است بايد كه جميع ذكور حرام باشند و اگر باعتبار ثانى است اناث همه بايد كه در حرمت داخل باشند و اگر باعتبار اشتمال رحم بر جنين است هم چنان بايد كه حرام باشند چه در رحم يا ذكر است يا اثنى پس تخصيص بعضى دون بعضى بى وجه است ، و ضعف اين استدلال ظاهر است زيرا كه محتمل است كه كفار حكم بحرمت بعضى ازينها بواسطهء ذكورت و انوثت نكرده باشند بلكه بواسطهء امرى ديگر اين حكم كرده باشند مثل بحيره بودن و سائبه بودن و غير ذلك
فَمَنْ أَظْلَمُ
پس كيست ستمكارتر بر خود
مِمَّنِ افْتَرى
از آن كس كه افترا كند
عَلَى اللَّهِ كَذِباً
بر خداى دروغ را كه آن تحريم حلال است
لِيُضِلَّ النَّاسَ
تا گمراه گرداند مردمان را
بِغَيْرِ عِلْمٍ
بدون دانشى و دليلى
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
لا يَهْدِي
راه نمينمايد بطريق بهشت
الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
گروه ستمكاران را .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 145 ]
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 145 )
قُلْ
بگو اى محمد مر اين كفار را :
لا أَجِدُ
نمىيابم
فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ
در آنچه وحى